• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)

شهید چمران و هم رزمان - 1


شهید دکتر مصطفی چمران به نقل از  مهندس مهدی چمران

در سال 1311 در تهران خیابان 15خرداد بازار آهنگرها سرپولک متولد شد.تحصیلات دوران ابتدایی را در مدرسه انتصاریه نزدیک پامنار آغاز و دوره متوسط را در دارالفنون و البرز گذراند و بعد از اخذ دیپلم در دانشکده فنی پذیرفته و در سال 1336 در رشته الکترومکانیک فارغ‌التحصیل شد و یک سال به تدریس در دانشکده فنی پرداخت.در همه دوران تحصیلی شاگرد اول بود. درسال1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریکا اعزام می‌شود و پس از تحقیقات علمی در جمع معروف‌ترین دانشمندان جهان در دانشگاه برکلی کالیفرنیا که از معتبرترین دانشگاه‌های امریکا است، با ممتازترین درجه علمی موفق به اخذ دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما می‌گردد.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

فعالیت اجتماعی

از 15سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت‌الله طالقانی در مسجد هدایت و درس فلسفه و منطق استاد مطهری و بعضی اساتید دیگر شرکت می‌نماید.

از اولین اعضاء انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و شرکت در مبارزات سیاسی دوران دکتر مصدق از مجلس 14تا ملی شدن صنعت نفت و از فعالین پرتلاش در پاسداری از نهضت ملی ایران درکشمکش‌های مرگ و حیات دوره دکتر مصدق بود. بعد از کودتای ننگین 28 مرداد و سقوط حکومت دکتر مصدق به نهضت مقاومت ملی پیوست و سخت‌ترین مبارزها و مسئولیت‌های او علیه استبداد و استعمار شروع شد. و تا روز خروج از ایران بدون خستگی با همه قدرت علیه نظام طاغوتی شاه جنگید و خطرناک‌ترین مأموریت‌ها را در سخت‌ترین شرایط با پیروزی انجام داد.

در آمریکا با دستیاری تعدادی از دوستانش، برای اولین بار انجمن دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا را تشکیل  و از فعالین انجمن دانشجویان ایرانی در آمریکا به شمار می‌رفت که به دلیل همین فعالیت‌ها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی او از سوی رژیم شاه قطع می‌شود. پس از 15 خرداد خونین 1342 و شکست مبارزات پارلمانی و ظاهراً قانونی دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت‌ساز می‌زند و همه پل‌ها را پشت سر خود خراب می‌کند و همراه تعدادی از دوستان مؤمن و هم‌فکر خود رهسپار مصر می‌شود و به مدت دو سال در زمان جمال عبدالناصر در مصر سخت‌ترین دوره‌های جنگ‌های چریکی و پارتیزانی را می‌آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته می‌شود.

به علت بینش عمیق مذهبی، از ملی‌گرایی ورای اسلام‌گریزان بود. وقتی در مصر می‌دید که جریان ناسیونالیسم عربی، مسلمین را از هم جدا می‌کند، به جمال عبدالناصر اعتراض می‌کند و ناصر هم ضمن پذیرفتن این اعتراض گفته بود که جریان ناسیونالیسم عربی آن‌قدر قوی است که نمی‌تواند به راحتی با آن مقابله نماید و تأکید می‌کند که افسوس ما هنوز ندانسته‌ایم که بیشتر این تحریکات از ناحیه‌ دشمن و برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است و به چمران و یارانش اجازه می‌دهد که در مصر حرف‌های خود را بزنند.

دکتر چمران در لبنان

بعد از فوت جمال عبدالناصر، ایجاد پایگاه چریکی مستقلی برای تعلیم افراد ایرانی ضرورت پیدا می‌کند. لذا دکتر چمران، از طرف دوستانش رهسپار لبنان می‌شود تا چنین پایگاهی را تأسیس نماید. او به کمک امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، حرکت محرومین و سپس جناح نظامی آن سازمان «امل» را بر اساس ایدئولوژی اسلامی به وجود می‌آورد که در میان توطئه‌ها و دشمنی‌های چپ و راست با تکیه بر ایمان به خدا و با اسلحه شهادت خط راستین اسلام انقلابی را پیاده می‌نماید و علی (ع) وار در معرکه‌های مرگ و حیات به آغوش گرداب‌‌های خطر فرو رود و حسین(ع) صفت به استقبال شهادت می‌تازد و پرچم خونین تشیع را در برابر جبارترین ستمگران روزگار یعنی صهیونیسم اشغالگر و همدستان خون‌خوار آنها «فالانژها» به اهتراز در می‌آورد، و از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله‌های بلند کوه‌های جبل عامل در مرزهای فلسطین اشغال شده همه‌جا از خود قهرمانی‌ها به یادگار گذاشت.

دکتر چمران در ‌ایران پس از پیروزی انقلاب

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بعد از 23سال هجرت به وطن بازمی گردد و همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می‌گذارد. خاموش و آرام ولی ‌فعالانه و قاطعانه به سازندگی می‌پردازد. همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه‌های پاسداران انقلاب در سعد‌آباد می‌نماید و سپس در سمت معاونت نخست‌وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را برای حل مشکلات گوناگون در نقاط بحرانی کشور ‌صرف می‌نماید و همیشه خود را به میان خطر می‌اندازد تا سریعتر و قاطعانه‌تر مسئله را فیصله دهد، تا بالاخره در قضیه فراموش ناشدنی پاوه قدرت ایمان و اراده آهنین و شجاعت و فداکاری او برهمگان اثبات می‌گردد.

دکتر چمران در کردستان

در آن شب مخوف پاوه، همه امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح و خسته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اکثر نفرات قتل‌عام شده بودند. و تمام پستی‌ها و بلندی‌های شهر به دست دشمن افتاده بود و موج نیروهای دشمن لحظه به لحظه نزدیک‌تر می‌شدند. باران گلوله می‌بارید و می‌رفت تا آخرین نقطه مقاومت نیز در خون مدافعان انقلاب غرق می‌گردد.

ولی دکتر چمران توانست این شب هولناک را با پیروزی به صبح امید متصل کند و جان افراد باقیمانده را نجات دهد و شهر مصیبت زده را از سقوط حتمی برهاند.

آنگاه فرمان انقلابی امام خمینی (ره) صادر شد. فرماندهی کل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در عرض 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه هم به عهده دکتر چمران واگذار شد.

رزمندگان از جان‌گذشته به حرکت درآمدند و همه تجارب انقلابی و ایمان و فداکاری و شجاعت و قدرت رهبری و برنامه‌ریزی دکتر چمران در اختیار نیروهای حاضر قرار گرفت و عالی‌ترین مظاهر انقلابی و شکوهمند‌ترین قهرمانی‌ها به وقوع پیوست و در عرض 15روز همه شهر و راه‌ها و مواضع استراتژیک کردستان به تصرف نیروهای خودی درآمد و کردستان از یک خطر حتمی نجات پیدا کرد و مردم مسلمان کرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی رفتند.

دکتر چمران در وزارت دفاع

بعد از پیروزی شیرین در پاوه، دکتر به تهران احضار شد و از طرف رهبری انقلاب به وزارت دفاع منصوب شد. در پست جدید برای تغییر و تحول، دست به یک سلسله برنامه‌های بنیادی زد تا به یاری خدا و پشتیبانی ملت، ارتشی به وجود بیاید که پاسدار انقلاب و امنیت و استقلال کشور باشد و رسالت مقدس اسلامی ما را به سرمنزل مقصود برساند.

دکتر چمران در مجلس

دکتر، در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی حداکثر سعی و تلاش خود را بنماید. به خصوص در ارتش که نظام ارتش به یک نظام انقلابی شایسته اسلامی تبدیل شود. وی سپس به نمایندگی امام خمینی رهبر انقلاب در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت به‌طور مرتب گزارش کار ارتش را ارائه نماید.

دکتر چمران در خوزستان

پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، دوران حماسه‌ساز و پر تلاش دیگری را آغاز می‌نماید که نمونه کامل ایثارگری و شجاعت در عین فروتنی و کار مداوم بدون سر و صدا، فقط برای خداست.

بعد از حمله ناجوانمردانه ارتش صدام به مرزهای ایران و یورش سریع آنها به شهرها و روستاها و مردم بی‌دفاع، نتوانست آرام بگیرد، به خدمت امام رسید و با اجازه امام به همراهی حجت‌الاسلام والمسلمین آقای خامنه‌ای نماینده دیگر امام در شورای عالی دفاع و نماینده مردم تهران در مجلس به اهواز رفت. در آنجا همیشه خود را در گرداب خطر می‌افکند و هراسی از مرگ نداشت. از همان بدو ورود دست به کار شد و شب بعد از ورود اولین حمله چریکی را علیه تانک‌های دشمن که تا چند کیلومتری شهر در حال سقوط اهواز آمده بودند، آغاز کرد.

گروهی از رزمندگان داوطلب به گردش جمع شدند و او با تربیت و سازماندهی آنها ستاد جنگ‌های نامنظم را در اهواز و در محل دانشگاه جندی‌شاپور تشکیل داد. این گروه کم‌کم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد. فقط کسانی که از نزدیک شاهد ماجراهای تلخ ‌و‌ شیرین پیروزی‌ها، شکست‌ها، شهامت‌ها، شهادت‌ها و ایثارگری‌های آنان بودند، از این خدماتی که دکتر چمران شخصاً مایل به تبلیغ و بازگویی آنها نبود، آگاهی دارند. ایجاد واحد مهندسی بسیار فعال برای ستاد جنگ‌های نامنظم یکی از این برنامه‌ها بود که به کمک آن و همکاری شهید سرلشکر فلاحی، جاده‌های نظامی به ‌سرعت در نقاط مختلف ساخته شده و با نصب پمپ‌های آب، کنار کارون و احداث کانال به طول حدود 20 کیلومتر و عرض 100 متر در مدتی حدود یک ماه، آب کارون به طرف تانک‌های دشمن روانه گردید که مجبور شدند چندین کیلومتر عقب‌نشینی کنند و سد خاکی عظیمی مقابل خود بسازند که به لشکر آب معروف شد و با این عمل فکر تسخیر اهواز برای همیشه از سر دشمن بیرون شد.

 از کارهای مهم و اساسی وی از همان روزهای اول ایجاد هماهنگی بین ارتش و نیروهای داوطلب مردمی بود که در منطقه حضور داشتند و بازده این حرکت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی که تاکتیک جدید جنگی را خلق نموده است.

متأسفانه این هماهنگی در خرمشهر به وجود نیامد و نیروهای مردمی و تکاوران دریایی و سایر نیروهای موجود تنها مانده بودند. او تصمیم داشت به خرمشهر هم نیرو ببرد، ولی به علت عدم وجود فرماندهی مشخص در آنجا و خطر سقوط جدی اهواز موفق نشد، ولی چندین بار نیروهای 100 تا 200 نفری را سازماندهی کرده و به خرمشهر فرستاد که با کمک نیروهای دیگر موجود در منطقه توانستند؛ در جنگی نابرابر، مقابل حملات سنگین و پیاپی دشمن تا مدت‌ها مقاومت نمایند.

 

پیروزی در سوسنگرد

صدام پس از یاس در تسخیر اهواز، به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رویای قادسیه را تکمیل نماید و برای دومین بار به این شهر مظلوم حمله نمود و سه روز تانک‌های او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آن‌ها توانستند وارد شهر شوند. گروهی از رزمندگان مؤمن هنوز در شهر مانده و مقاومت می‌کردند و آماده شهادت بودند. دکتر چمران که از محاصره سوسنگرد و تعدادی از یاران رزمنده و شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، با تلاش خود و آقای خامنه‌ای ارتش را برای یک حمله خطرناک و حماسه ساز آماده ساخت و خود نیروهای مردمی را کنار ارتش سازماندهی کرد و با نظمی ‌نو و شیوه‌ای جدید از جانب جاده اهواز  ـ سوسنگرد به سوسنگرد یورش بردند. او پیشاپیش یاران به شوق دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد به سوی این شهر می‌شتافت که در محاصره تانک‌های دشمن درآمدند. او سایر رزمندگان را به سوی دیگر شهر فرستاد تا نجات یابند و هرچه سریع‌تر خود را به حلقه محاصره دشمن در افکند. در این هنگام، نبرد سختی درگرفت. نیروهای دشمن از پشت تانک‌ها به او حمله‌ور شدند و او در میدان نبرد رویاروی با دشمن متجاوز از نقطه‌ای به نقطه دیگر و از سنگری به سنگر دیگر تغییر محل می‌داد و به سوی دشمن تیراندازی می‌کرد و مردانه می‌جنگید. برافروخته و شادمان از شوق شهادت در رکاب امام حسین (ع) و در راه او در روز قبل از تاسوعای حسینی به آتش آن‌ها پاسخ می‌داد. در همین اثناء همرزم با وفای او اکبر چهره‌قانی به شهادت می‌رسد. و او یکه و تنها همچنان حسین‌وار می‌جنگید تا اینکه در حین تغییر محل دادن از سنگری به سنگر دیگر از دو قسمت‌ پای چپ زخمی می‌شود و خون‌ گرم او با خاک کربلای خوزستان درهم می‌آمیزد با پای زخمی، خود را به زیر پلی می‌رساند. یکی از پرسنل ارتش هم که استواری به نام اسداله عسگری در همانجا سنگر گرفته بود، وقتی وضعیت مجروحیت دکتر را مشاهده می‌نماید، به فکر چاره‌ای می‌افتد. صدای یک دستگاه خودرو به گوش می‌رسد. برای بررسی وضعیت جدید تلاش می‌کند و متوجه می‌شود که خودرو، مربوط به نفرات عراقی است که از ترس آن را در حالت روشن گذاشته و خود به همراه تانک‌ها فرار نموده‌اند.

 سریعاً آقای دکتر را کول می‌کند و داخل خودرو عراقی قرار می‌دهد و به سمت اهواز حرکت می‌نماید تا هرچه سریع‌تر ایشان را به مرکز درمانی برساند.

با خبر زخمی شدن سردار پرافتخار اسلام در نزدیکی دروازه سوسنگرد، شور و هیجان انتقام آمیخته با خشم و اراده و شجاعت در یاران او و سایر رزمندگان به وجود آمده که بی‌مهابا به پیش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم سوسنگرد و جان صدتن رزمنده مؤمن را از چنگال صدامیان نجات بخشیدند. ایشان به محض رسیدن به بیمارستان تحت درمان قرار می‌گیرد ولی یک شب بیشتر در بیمارستان بستری نشده و با همان پای زخمی و مجروح به ستاد جنگ‌های نامنظم برگشته و به کار می‌پردازد. جالب اینجاست که در همان یک شبی که در بیمارستان بود، اقدام به برگزاری جلسه مشورتی فرماندهان نظامی با حضور تیمسار فلاحی، سرهنگ قاسمی فرمانده لشکر 92، استاندار خوزستان و حجت‌السلام والمسلمین محلاتی نماینده امام در سپاه پاسداران نموده و پیشنهاد حمله به ارتفاعات الله‌اکبر و آزادسازی آن را مطرح کرد.

به رغم اصرار و پیشنهاد مسئولین، حاضر به ترک اهواز و ستاد جنگ‌های نامنظم و حرکت به ‌سوی تهران برای معالجه نشد و تمام مدت را در همان ستاد گذراند.

کم‌کم زخم‌ها التیام یافت و او دیگر نمی‌توانست سکون را تحمل کند و با چوب زیر بغل به پا خواست و باز هم آماده جبهه رفتن شد.

حرکت مجدد پس از زخمی  شدن

 وی در نبرد بیست و هشتم صفر (پانزدهم دیماه 1359)، که عاقبت منجر به شکست قسمتی از نیروهای خودی و فاجعه هویزه گردید، دیگر تاب نشستن نیاورد. تعدادی از رزمندگان شجاع و جان برکف را از جبهه فرسیه انتخاب نمود و با چند فروند هلی‌کوپتر که خود فرماندهی آن‌ها را بر عهده داشت، با همان چوب زیر بغل دست به عملی بی‌سابقه و انتحاری زد. درحالیکه از درد به خود می‌پیچید و از ناراحتی شکست می‌خروشید، آماده حمله به نیروهای پشت جبهه و تدارکات دشمن در جاده جفیر به طلائیه شد. به خاطر آتش شدید دشمن، هلی‌کوپترها نتوانستند از سد آتش آن‌ها از منطقه هویزه بگذرند و حمله هوایی دشمن هلی‌کوپترها را مجبور به بازگشت نمود که وی از این بازگشت سخت ناراحت و عصبانی بود. از جمله خلبانان هلی‌کوپتری که هم در کردستان و هم در جنوب همراه دکتر چمران حضور مستمر داشته، سرتیپ2 خلبان کریم عابدی است. چمران در اسفند ماه 59 چوب زیر بغل را کنار گذاشت البته با کمی ناراحتی راه می‌رفت و همراه با همرزمانش از یکایک جبهه‌های نبرد در اهواز دیدن نمود و پس از زخمی شدنش برای اولین بار برای دیدار با امام امت و عرض گزارش، عازم تهران شد. به حضور امام رسید و حوادثی را که اتفاق افتاده بود، با شرحی مختصر از جنگ‌ها، پیشنهادات خود را ارائه نمود. امام امت پدرانه و با ملاطفت خاصی به سخنانش گوش داده و ایشان و همه رزمندگان را دعا نمودند. دکتر چمران از سکون و عدم تحرکی که در جبهه‌ها وجود داشت، دائماً رنج می‌برد و تلاش می‌کرد که پیشنهادات و برنامه‌های ابتکاری حرکتی به وجود آورد و اغلب این حرکت‌ها را توسط رزمندگان شجاع و جان بر کف ستاد عملی می‌ساخت. اصرار داشت که هرچه زودتر به تپه‌های الله‌اکبر و سپس به بستان حمله ‌شود و خود را به تنگ چزابه که نزدیکی مرز است رسانده تا ارتباط قسمت شمالی و جنوبی نیروهای عراقی را قطع نماید.

 

منبع: شهید چمران و هم رزمان، سرتیپ دوم مرآتی، ابراهیم، 1395، ایران سبز، تهران

 

1395/11/19 11:18:32 241 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015