• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

دژ نماد مقاومت و ایثار رزمندگان نیروی زمینی ارتش


این دژها زبان گویای مظلومیت و غربت افسران، درجه داران و سربازان این پادگانند که جانانه از مرزهای میهن خود تا آخرین قطره خون دفاع کردند. پادگان دژ یادآور اولین گلولههایی است که به سمت میهنمان شلیک شد، یادآور شهید استوار خسروی که میگفت: «من زنده باشم و تو به خاکم تجاوز کنی؟» و یا یادآور سخن شهید ستوان امیری که در آخرین ساعات زندگیش گفت: «ایران کشوری فراخ و بزرگ است ولی جایی برای عقب نشینی امیری وجود ندارد» طنین صدای این دلاورمردان نیروی زمینی ارتش هنوز هم در خاک پهناور خرمشهر شنیده میشود.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

 

نقش پادگان دژ در دفاع از خرمشهر و حماسه مقاومت

علی اصغر ساعدی

چکیده

در قسمتی از شمال شهر خرمشهر، یکی از یادمانهای دفاع مقدس واقع شده است که هرساله جزئی از برنامههای بازدید کاروانهای راهیان نور را به خود اختصاص میدهد. این مکان که یادآور روزهای سخت، نبردهای سنگین، ریزشگاه بمبهای رژیم بعثی بر سر زنان و مردان مظلوم خرمشهر است، پادگان دژ نام دارد که از جمله پادگانهای تاثیر گذار در دفاع مقدس به شمار میآید. حماسههایی که این پادگان در دفاع 34 روزه خرمشهر رقم زد، در طول دوران پس از جنگ هیچگاه فراموش نشد و همچنان در ردیف اولین مکانهای مقدسی است که هر انسان ایرانی را تشویق می کند تا تاریخچه و نقش این پادگان را در جلوگیری از تهاجم رژیم بعثی بداند. در این مقاله از رشادتهای رزمندگان این پادگان خواهیم گفت، از حماسه هایی که پادگان دژ خلق کرده است، از نقش پادگانی که در چهار روز آغازین برای دفاع از خرمشهر، 159 شهید و مجروح را تقدیم میهن اسلامی کرد.

مقدمه

پادگانی است به وسعت یک ارتش و برابر با تمام ارزشها و آرمانهایی که سربازان آن خون پاک خویش را برای پایداری آن نثار کردند. در گوشه و کنار این پادگان لالههایی پرپر شدند تا نام این پادگان برای همیشه سبز و جاویدان باقی بماند. دژهایی که تا ابد نماد مقاومت، پایداری و شجاعت نیروهایش باقی خواهند ماند. دژهایی که اگر زبان داشتند و لب به سخن میگشودند، از فداکاری و رشادتهای کسانی حکایت میکردند که حماسهها آفریدند، از آن لحظات پر التهاب میگفتند، از ایامی حکایت میکردند که در هر گوشه از این پادگان و دژها پیکر پاک شهیدی زمین را به آغوش میکشید و روحش به سوی ملکوت پرواز میکرد.

این دژها زبان گویای مظلومیت و غربت افسران، درجه داران و سربازان این پادگانند که جانانه از مرزهای میهن خود تا آخرین قطره خون دفاع کردند. پادگان دژ یادآور اولین گلولههایی است که به سمت میهنمان شلیک شد، یادآور شهید استوار خسروی که میگفت: «من زنده باشم و تو به خاکم تجاوز کنی؟» و یا یادآور سخن شهید ستوان امیری که در آخرین ساعات زندگیش گفت: «ایران کشوری فراخ و بزرگ است ولی جایی برای عقب نشینی امیری وجود ندارد» طنین صدای این دلاورمردان نیروی زمینی ارتش هنوز هم در خاک پهناور خرمشهر شنیده میشود.

 

 

معرفی پادگان

در سال 1349 مسئولین وقت در راستای سیاستهای دفاعی کشور به فکر تاسیس پادگانی افتادند که بتواند قدرت دفاعی کشور را در برابر تهدیدات و مشکلات پیش آمده با رژیم عراق در مناطق مرزی خرمشهر بهبود بخشد. در همین راستا، سرانجام پادگانی با نام پادگان دژ در همان منطقه جنوب غربی با ماموریت حفظ خطوط مرزی تحت پوشش نیروی زمینی ارتش و لشکر 92 اهواز با استعداد یک گردان پیاده (گردان 151)، تاسیس شد. نیروی زمینی ارتش با تعریف توان تسلیحاتی مشخص و در اختیار گذاشتن 1500 نفر پرسنل سازمانی، حفظ 65 کیلومتر از خطوط مرزی از شلمچه تا کوشک را بر عهده این گردان گذاشته و ماموریت داده شد که در صورت حمله احتمالی عراق، این گردان به مدت 48 ساعت با انجام عملیات تاخیری حمله دشمن را تا رسیدن نیروهای کمکی به تعویق بیاندازد.

گردان برای انجام این ماموریت، 32 دژ با فاصله سه کیلومتری  و دو دژ مرکزی، یکی در شلمچه و دیگری در کوشک برای هدایت دژهای 32 گانه احداث کرد و برنامهی خاصی هم از لحاظ استعداد نیروی انسانی و هم از لحاظ تجهیزاتی و تسلیحاتی برای این دژها تعریف کرد. از لحاظ استعداد نیروی انسانی، دژها دارای یک فرمانده، یک معاون فرمانده و دوازده سرباز و گروهبان وظیفه بودند. ادوات زرهی اختصاص یافته به هر دژ هم عبارت بود از: دو قبضه تفنگ 106 م.م سوار بر جیپ، یک قبضه تیربار و یک قبضه خمپاره انداز 80 م.م و یک دستگاه تانک.

هنگام تاسیس این پادگان و ساخت دژهای سی و دوگانه، دولت عراق برای دستیابی به اهداف خود در منطقه احساس خطر کرده و با شکایت خود به مجامع بین المللی خواستار انحلال این گردان شد. دولت عراق تلاشهای زیادی را برای متقاعد کردن قدرتهای جهانی مبنی بر دست کشیدن ایران از این اقدام کرد، ولی به دلیل متحد بودن ایران با آمریکا وسایر قدرتهای جهانی در آن زمان کاری از پیش نبرد و در نهایت این دولت هم اقدام به ساخت دژهایی دقیقا روبروی دژهای گردان 151 نمود. از همین رو میتوان گفت که پادگان دژ موقعیت راهبردی و مهمی در منطقه داشت. این پادگان در جنگ تحمیلی برای هر دو طرف ایران و عراق بسیار مهم بود و مشاهده شد که مسئولین وقت ایران بارها برای سرکشی به پادگان دژ رفته و وضعیت را بررسی می کردند. اهمیت این پادگان برای عراق هم از پیگیریهای مداوم صدام نسبت به سقوط این پادگان و دعوت فرماندهان گردان برای پیوستن به رژیم بعث کاملا واضح است.                                                      

پادگان در روزهای پس از انقلاب

تمهیدات و پیشبینیهای لازم برای گردان دژ به خوبی صورت گرفته بود ولی پس از انقلاب شرایط تغییر کرده بود. ارتش در وضعیت بحرانی که دشمنان و عوامل ضد انقلاب ایجاد کرده بودند قرار داشت، وضعیت دفاعی کشور آشفتگی زیادی پیدا کرده بود، تعداد زیادی از افراد ارتش برکنار و فرماندهان بلندپایه اعدام شده بودند. به دلیل ترخیص ناگهانی قریب به 50 درصد افراد وظیفه زیر پرچم، استعداد نیروی انسانی واحدهای ارتش تقلیل یافته بود، عده باقیمانده نیز درگیر ماموریتهای ضد اغتشاشات داخلی بودند. البته اجرای این ماموریتها کاملا ضروری و قطعی بود، زیرا بدون دخالت ارتش امکان داشت تجزیه طلبان کردستان و خلق عرب در خرمشهر و ... به هدف ناپاک خود برسند.

با توجه به اینکه موضوع مقاله ما دربارهی نقش پادگان دژ در دفاع از خرمشهر و حماسه مقاومت می باشد، این مطالب را بیان می کنیم تا خوانندگان از وضعیت کلی ارتش در آن روزها از لحاظ نظامی و تجهیزاتی آگاه باشند و بدانند که در چه شرایطی وارد نبرد با ارتش مجهز، سازمان یافته، آموزش دیده و کاملاً آماده عراق شد. از همین رو این پادگان نیز به عنوان زیر مجموعه‏ای از نیروی زمینی ارتش در آن ایام از لحاظ تجهیزات و استعداد یگان در شرایط بحرانی قرار داشت. پادگان، 70 درصد از نیروی انسانی و ادوات سازمانی خودش را در اختیار نداشت و اکثر تجهیزاتِ خراب و فرسوده، تعمیر و نگهداری نمیشدند.

وضعیت گردان در اوایل انقلاب:

دژها، فاقد خودرو جیپ بوده و تفنگ 106 م.م روی زمین مستقر بود، در هر دژ پنج الی شش نفر سرباز وجود داشت، اکثر دژها به جای دو نفر درجه دار یک نفر داشتند، هر گروهان به جای هفت نفر افسر، دو یا سه افسر داشت. توان رزمی خودرویی و تانکها صفر بود. موارد ذکر شده نشان از ضعف تجهیزاتی و کمبود استعداد یگانی این پادگان در اولین روزهای انقلاب است. نقطه قوت پادگان را هم میتوان در وجود نیروهای شجاع، ورزیده و انقلابی پادگان که مهارتهای لازم را برای به کار بردن سلاحهای موجود و استفاده بهینه از تجهیزات فرا گرفته بودند، در نظر گرفت. پس از پاکسازی ارتش در انقلاب نیروهای باقیمانده تمام سعی خود را برای آماده کردن مجدد ارتش معطوف کرده بودند و در این راه موفق بودند.

پادگان دژ قبل از آغاز جنگ:

پادگان دژ از لحاظ راهبردی از اهمیت ویژه ای برای ایران و رژیم بعث عراق برخوردار بود.از یک سو؛ ایران در آن شرایط بحرانی و کمبود نیرو و تجهیزات مرزبانی 65 کیلومتر از خاک کشور را بر عهده این پادگان گذاشته بود و از سوی دیگر؛ عراق برای انجام تحرکات لازمه برای حمله به ایران این گردان را سد محکمی بر سر راه خود میدید. از سال 1358، که زمزمهها و تحرکات حمله عراق به ایران شروع شده بود، فرماندهان گردان با آموختههای نظامی که در مراکز آموزشی ارتش و دانشگاه افسری فرا گرفته بودند، تحرکات و اقدامات نیروهای دشمن را رصد کرده و با علم به اینکه اینگونه تحرکات سرانجامی جز حمله و جنگ نخواهد داشت، مسئولین کشور را آگاه ساخته و هشدارهای لازم را مبنی بر اتخاذ پیش بینیهای لازم میدادند.

با گزارشات مداوم فرماندهان گردان، سرانجام هیئتی از ستاد مشترک برای بازدید از محل عازم خرمشهر شده بودند که با رویت ادوات زرهی، تانکها و تجهیزات آماده شده عراقیها در آن سوی مرزها وضعیت را به خوبی درک کرده و با توجه به شواهد و قرائن موجود نسبت به آمادگی در برابر تحرکات دشمن به مسولین وقت هشدار دادند که متاسفانه در آن ایام تصمیمی راهبردی و مناسب اتخاذ نشد.

به رغم گزارشات مداوم فرماندهان مرزی و فرماندهان عالی رتبه ارتش مبنی بر اینکه حمله و آغاز درگیری بین ایران و عراق کاملاً قابل پیش بینی و تهدیدات موجود کاملا مشهود است، تحلیلهای خائنانه بنی صدر رئیس جمهور وقت و عناصر وی در کابینه دولت بود که موجب شد ایران آمادگی لازم را به منظور دفع تجاوز نداشته باشد. عراق در آن ایام گاهی تکهای محدودی به خاک ایران انجام میداد که پس از تکرار شدن این تکها ارتش ایران با استفاده از کماندوها آنها را سرکوب میکردند. سرکشی پنهانی فرماندهان دژها از خاک عراق و گزارش جزئیات عملیات و تحرکات عراق به فرماندهان بالادست زنگ خطر را برای کشور به صدا درآورده بود و کمک شایانی برای آماده باش بودن ارتش در شروع جنگ کرد. گزارشات فرماندهان حاکی از این موضوع بود که عراق تقریبا از دو سال پیش نقشه جنگ را کشیده و نیروهایش را برای حمله آماده می کرد. فرماندهان تکاور و لایق گروهانهای گردان دژ با آماده کردن نیروهای خود از لحاظ روحی و نظامی سهم عمدهای در دفاع اولین روزهای جنگ داشتند.

در روزهایی که عراق در خاک خود با شلیک های مداوم و زدن خمپاره های بی دلیل به مناطق مرزی اعلام جنگ می کرد، سرباز فولادی در یکی از این حملات مورد هدف قرار گرفت و اولین شهید گردان نام گرفت. در تاریخ هفدهم شهریور 1359، به گروه های چند نفری ماموریت داده میشد تا به صورت پنهانی وارد خاک عراق شده و تحرکات و اقدامات عراق را شناسایی و گزارش کنند. نیروهای گوش به فرمان این گردان بلافاصله دست به کار شده و با دقت و سرعت عمل ماموریتها را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشته و گزارشهای شناسایی که همه حاکی از حمله حتمی عراق داشت را بنا به صداقت و وظیفه شناسی به مقامات بالاتر ارائه میدادند.

با افزایش شلیکهای بیدلیل عراق به خاک ایران به این گردان آماده باش 100در صد داده و اجازه مقابله به مثل صادر شد. در تاریخهای بیست و هشتم، بیست و نهم و سیام شهریور علناً عراق دست به کار شده و از خاک خود پاسگاههای مرزی را هدف قرار می داد که نیروهای گردان با تفنگ های 106 جواب حملات را داده و آنها را سرکوب میکردند. در این میان، نیروها عزم خود را برای نبردی سنگین و خونین جزم، سنگرها را آماده، تانک ها را گلوله گذاری کرده و آرایش نظامی گرفته بودند. به جراًت میتوان به این موضوع اشاره داشت که جنگ برای گردان دژ از 10 روز پیش آغاز شده بود و نمیتوان تاریخ 31 شهریور را شروع جنگ برای این گردان ثبت کرد. این گردان از 10 روز پیش از آغاز جنگ رسمی در مقابل شلیکهای رژیم بعث عراق مقاومت را آغاز کرده و با تقدیم شهید، پاسداری از کشور را شروع کرده بودند.

آغاز تجاوز رژیم بعث عراق

ساعت بیست و سی دقیقه بعداز ظهر روز سی و یکم شهریور 1359، ارتش صدام با گذشتن از موانع مرزی و بمباران پاسگاه ها جنگ را رسماً آغاز کرد، تانکهای بعثی از سنگرها بیرون آمده و حرکت کرده بودند، هواپیماهای سیاه رنگ عراقی به پرواز درآمده و با ارتفاع پایین به سوی خرمشهر حرکت کرده و با شکستن دیوار صوتی و بمباران دژها اعلام حضور کرده بودند. هرکسی با دیدن این تجهیزات و نیرو بیگمان به این فکر میافتاد که مطمئناً ارتش عراق با سرعت خیلی بالایی خوزستان را اشغال خواهد کرد و به سوی پایتخت روانه خواهد شد. حال با توجه به ماموریتی که برای گردان دژ تعریف شده بود، چگونه این گردان خواهد توانست در مقابل این ارتش عظیم 48 ساعت مقابله کند؟ حرکت همه جانبه ارتش عراق با تجهیزات پیشرفته و نیروهای گسترده همچون سیلی بود که آمده بود تا هرچه در مقابلش دارد را از بین ببرد. گردان دژ، از منظر فرماندهان ارتش بعثی یک سیل بند کوچک به حساب میآمد ولی در ادامه خواهیم گفت که چگونه این سیل بند کوچک همچون سدی بزرگ در برابر یک لشکر زرهی و چند تیپ عراق مقاومت کرد.

در اولین اقدام، عراقیها دژها را ثبت تیر کرده و هدف آتش سنگین تانکها و توپخانه خود قرار دادند. بمباران هواپیماهای جنگنده عراقی در نقاط مختلف خرمشهر چنان وحشتی در بین مردم ایجاد کرده بود که در همان ساعات اولیه آغاز جنگ تعداد زیادی از مردم و کودکان بیگناه روانه بیمارستان شدند. فشار تجهیزاتی عراق به حدی شدید بود که نیروهای ایرانی در ساعات اولیه توان مقابله نداشتند.

 با ثبت تیر شدن دژها امکان مقابله با ارتش مجهز عراق وجود نداشت، در منطقه وسیعی که نیروهای اندک دژها در مقابل لشکر عراق مورد هجوم قرار گرفتند، عده زیادی در همان ابتدا مجروح و شهید شدند. طبیعی است که در این شرایط، فرماندهان گروهانهای دژ دستور عقب نشینی به سمت دژ مرکزی را بدهند. در همان ابتدا نیروهای زیادی مجروح شده بودند که باید به بیمارستان منتقل می شدند. عراق بی محابا آتش میریخت و با شدت گرفتن این حملات نیروهای گردان، دژ مرکزی شلمچه را نیز ترک کرده و به دفتر گروهان احتیاط در نزدیکی پل نو عقب نشینی کرده و سنگر گرفتند و آنجا با اتحاد و هماهنگی بیشتر به مقابله پرداخته و اجازه ندادند که عراق بیش از این پیش روی کند. اما در آن طرف، نیروهای دژ مرکزی کوشک به همت نیروهای گردان 165 مقاومت می کردند و نبردی سنگین داشتند. جنگ نامتعادلی بود؛ چرا که عراق با سلاحهای سنگین و پیشرفته در مقابل گردانی قرار گرفته بود که حتی استعداد سازمانی، تجهیزات و سلاحهای تعریف شده خود را در اختیار نداشت. رادیو ایران آغاز جنگ را اعلام کرده بود و مردم باشنیدن این خبر سراسیمه به سمت پادگان دژ آمده و درخواست اسلحه و مهمات کرده بودند که پادگان از انجام این کار به چند دلیل ممانعت کرده بود:

1.پادگان دژ به تعداد نفرات خودش اسلحه داشت و اسلحه انفرادی به کسی نمی داد.

2.در آن شرایط و باحضور تعداد زیادی از منافقین و ستون پنجمیهای وطن فروش تفکیک نیروهای مخلص و خودی امکانپذیر نبود چون اگر یک اسلحه به دست نیروهای خودی میافتاد، مطمئناً به دلیل زیاد بودن منافقین در خرمشهر دو اسلحه هم به دست منافقین میافتاد که شرایط وخیمتر میشد.

3.و در نهایت نیز انجام این پروسه فقط و فقط با دستورات فرماندهان رده بالا میسر میشود. چون برقراری نظم و رعایت دستورات سلسله مراتب در ارتش از اهمیت بالایی برخوردار است و کلیه نفرات موظف به اجرای آن بوده و نمیتوانند خود سرانه کاری انجام دهند.

با تدابیر به موقع فرماندهان دژها و استفاده بهینه از امکانات و تجهیزات عصر همان روز، 43 نفر از نیروهای دژ که هم قسم شده بودند به سمت نیروهای عراقی یورش برده و با حماسه آفرینی موفق شدند در یک نبرد سنگین عراقیها را به عقب نشینی وا داشته و تعدادی از نظامیان عراقی را اسیر، تعدادی تانک و دستگاه لودر آنها را نیز منهدم کنند. رزمندگان باغیرت گردان دژ با بازپسگیری دژ مرکزی و آزاد سازی شلمچه ایران توانستند شلمچه عراق را نیز گرفته و پرچم مقدس جمهوری اسلامی را در بالای پاسگاه عراق به اهتزاز درآوردند.

نیروهای گردان دژ ناخواسته به سمت جنگ های نامنظم و چریکی میل گرفته بودند و با نفوذهای غافلگیرانه به عمق مواضع دشمن ضربات سنگینی را به عراق تحمیل میکردند. یک موفقیت شگرف و باور نکردنی برای گردان دژ به دست آمده بود، هیچکس گمان نمیکرد که رزمندگان غیور گردان دژ با تجهیزات فرسوده ولی روحیه بالا در مقابل نیروهای انبوه عراقی با آن تجهیزات پیشرفته و فراوان که هیچ نقصی از لحاظ نیروی انسانی و مهمات نداشتند و ماهها بود برای خرمشهر برنامه چیده و خود را آماده کرده بودند تا در یک روز خرمشهر را فتح کنند، سینه سپر کرده و دشمن را در مرز متوقف کنند. بدون شک کسب موفقیت در چنین نبرد نابرابری منوط به عوامل و مولفههایی است. آماده بودن، استفاده بهینه از تجهیزات موجود، اطاعت پذیری و انعطاف پذیری نیروهای گردان را میتوان از مولفههای کسب این پیروزی نام برد. بالا بودن روحیه مقاومت، ایثارگری، از خودگذشتگی و روح ولایت مداری که در تک تک سربازان، درجهداران و افسران و فرماندهان بود را نیز میتوان از دیگر عوامل این موفقیت نام برد.

مرحوم سروان خداکرم امیری در کتاب «دژ خرمشهر» بیان کرده است که اگر مقاومت دژ مرکزی شلمچه نبود دشمن میتوانست در یکی دو ساعت اول وارد خرمشهر شود.[1]

نیروها پس از بازگشت به دژ مرکزی با پیکر بیجان شهید محبی روبرو شده بودند که با سیم تلفن به ستون آشپزخانه بسته شده و با گلولههای فراوان او را به شهادت رسانده بودند. وی که اهل زابل بود در هنگام حملات شدید دشمن و اشغال دژ مرکزی موفق به عقب نشینی نشده و به مقاومت خود ادامه داده بود. شهید محبی که مسئولیت اموال و تجهیزات گردان را داشت، توانسته بود به تنهایی با یک قبضه تفنگ ژ3 یکفروند بالگرد عراقی را منهدم کند. این اقدام او خشم دشمن را بر انگیخته بود، تا اینکه پس از گرفتن دژ او را ناجوانمردانه به شهادت رساندند.

 پادگان دژ با اظهار قدرت خود در مقاومت از کشور در روزهای ابتدایی جنگ قدرتش را به رخ ارتش چندین هزار نفره عراق کشیده بود و دشمن این پادگان را همچون سدّی فولادی در برابر خود میدید. اولین برنامه فرماندهان در آن روز جلوگیری از پیشروی عراق در خاک ایران و فراری دادن آنها بود. بعضی از گروهها در داخل خاک عراق رخنه کرده و آرایش و آرامش عراقیها را بر هم می زدند. در آن ساعات، ارتشیان نه فقط در اهواز بلکه در سرتاسر خطوط مرزی ساکت نمانده و هرچند هم که نبردشان در برابر ارتش مجهز عراق نابرابر بود، از هر موقعیت بهترین استفاده را برده و ضربات سنگینی را به دشمن وارد میکردند.

 


[1] . پوربزرگ وافی، علیرضا، دژ خرمشهر، ص77

1397/6/12 9:54:0 3839 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
این دژها زبان گویای مظلومیت و غربت افسران، درجه داران و سربازان این پادگانند که جانانه از مرزهای میهن خود تا آخرین قطره خون دفاع کردند. پادگان دژ یادآور اولین گلوله‎هایی است که به سمت میهنمان شلیک شد، یادآور شهید استوار خسروی که می‎گفت: «من زنده باشم و تو به خاکم تجاوز کنی؟» و یا یادآور سخن شهید ستوان امیری که در آخرین ساعات زندگیش گفت: «ایران کشوری فراخ و بزرگ است ولی جایی برای عقب نشینی امیری وجود ندارد» طنین صدای این دلاورمردان نیروی زمینی ارتش هنوز هم در خاک پهناور خرمشهر شنیده می‎شود.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015