• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)

نبردهای صحنه عملیات غرب


بخش نهم: توقف و تثبیت دشمن، با مقاومت دلیرانه

همین گفتار صدام حسین به هر انگیزهای بوده باشد، بیانگر این واقعیت نیز بود که حکومت و ارتش عراقاز برخوردهای اولیه با نیروهای مدافع مهین اسلامی ما به وحشت افتادند و آینده تیرهای برای آنان از جنگی که به وجود آورده بودند، مجسم گردید. لذا حاکم جاهطلب عراق سعی کرد هر چه سریعتر جنگ را با همان موفقیتهای اولیه که بهدست آورده بود پایان دهد و از شرایط سیاسی و روانی اثرات آن موفقیتها برای وصول به مقاصد استراتژیک خود بهرهبرداری نماید.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

به هرحال حوادث سه روز اول جنگ در تمام صحنه عملیات جنوب و غرب و شکست‌های فاحشی که به نیروهای ما در تمام جبهه­ها وارد شده بود، حقایق برتری نیروهای متجاوز عراقی را بر نیروهای ایرانی کاملاً روشن ساخت. به‌منظور ارزیابی مجدد شرایط عمومی جنگ، ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران از فرماندهان نیروهای سه گانه و سایر فرماندهان مسئول دعوت کرد، در ساعت 1700 روز چهارم مهرماه در جلسه بررسی وضعیت جنگ حضور به هم رسانند احتمالاً این جلسه، اولین جلسه بررسی جدی واقع­بینانه شرایط جنگ از زمان بروز اختلاف با عراق تا آن زمان بود. روز چهارم نبرد، با تلاش­های نیروهای دو طرف در منطقه سرپل‌ذهاب به پایان رسید. نیروهای متجاوز عراق تلاش کردند با اشغال شهر سرپل‌ذهاب، حداقل تأمین منطقه اشغالی در غرب گردنه پاتاق را تکمیل کنند و محور اصلی مواصلاتی نیروهای ما را از کرمانشاه و اسلام‌آباد غرب به طرف سرپل‌ذهاب و قصرشیرین کاملاً در تحت کنترل کامل خود درآورند. محور فرعی سرپل‌ذهاب، گردنه سگان، گو آور، اسلام‌آباد غرب را نیز قطع نمایند که برای این منظور تلاش­هایی برای وصول به ارتفاعات دانه‌خشک در جنوب شرقی دشت ذهاب انجام دادند. اما مدافعین میهن اسلامی ما با وجود تلفات و خسارات سختی که دیده بودند و از همه مهم­تر آن که سازمان فرماندهی و کنترل آن‌ها متلاشی شده بود، با تلاش سرسختانه‌ای توانستند سرپل‌ذهاب و ارتفاعات شمالی و جنوبی و حتی تپه­های قره بلاغ در غرب آن را در کنترل خود نگهدارند و تلاش دشمن متجاوز را در کنترل سرپل‌ذهاب با عدم موفقیت مواجه سازند.

در روز پنجم مهرماه نیز نیروهای دشمن تلاش خود را برای به‌دست گرفتن کنترل شهر و پادگان سرپل‌ذهاب ادامه دادند، نیروهای تازه نفس عراق که عمدتاً عناصر درگیر نشده لشکر 6 زرهی و تیپ 94 پیاده و عناصری از تیپ 23 لشکر8 پیاده بودند، وارد منطقه نبرد سرپل‌ذهاب شدند و هم­زمان نیروی هوایی عراق شهرهای کرمانشاه و اسلام‌آباد غرب را نسبتاً شدید بمباران کردند. نیروی هوایی ما نیز متقابلاً تلاش­های خود را در حد مقدورات برای وارد کردن ضربات متقابل به دشمن متجاوز انجام داد و ضمن بمباران مناطقی در داخل خاک عراق مانند تأسیسات نفت کرکوک و موصل در خط مقدم پدافندی نیز از نیروی زمینی پشتیبانی کرد. در این نبردها در منطقه قصرشیرین نبرد هوایی نیز در گرفت و هواپیماهای دشمن درگیر شدند که در آن درگیری دو فروند هواپیمای دشمن سرنگون شد و به یک فروند هواپیمای ما نیز آسیب رسید و خلبان آن مجبور به ترک هواپیما گردید و سالم در منطقه یگان­های خودی فرود آمد. یک فروند دیگر از هواپیماهای ما در هنگام اجرای مأموریت برون مرزی مورد اصابت موشک زمین به هوای دشمن قرار گرفت، ولی توانست خود را تا پایگاه هوایی مربوطه برساند. همزمان با حمله هواپیماهای ما در عمق خاک عراق، هواپیماهای عراقی نیز در عمق خاک ایران حمله کردند و شهرهای ساری و بابل، نهاوند و قزوین را بمباران نمودند. در بمباران نهاوند دو هواپیمای عراقی سرنگون شد، یک خلبان اسیر و خلبان دیگر کشته شد.

با توجه به عقب رانده شدن نیروهای ایران از محورهایی که از خاک عراق به شهر قصرشیرین منتهی می­شد، نیروهای عراق موفق شدند؛ سه راهی گیلانغرب- قصرشیرین را به کنترل خود درآورند.

از روز چهارم مهرماه، احتمال پیشروی نیروهای عراق در محور قصرشیرین- گیلانغرب کاملاً احساس شد، به ویژه آن که هیچ یگانی از نیروهای خودی در این محور وجود نداشت و این محور برای حرکت نیروهای عراقی کاملاً باز بود، زیرا هر دو گروه از عناصر تیپ1 زرهی که در محورهای خسروی خرناصر خان قصرشیرین و تنگاب کهنه نی پهن عبداله سه‌راهی گیلانغرب مستقر بودند، هنگام عقب­نشینی به سمت قصرشیرین و سرپل‌ذهاب رفته بودند و هیچ کدام از آن‌ها در محور گیلانغرب متوقف نشده بود. در حالی‌که موضع پدافندی اولیه یکی از آن‌ها معبر امام حسن در این محور بود و بایستی هنگام عقب­نشینی به آن موضع برمی­گشت و در آن دفاع می­کرد، ولی به نظر می­رسد که ضربات اولیه نیروهای عراقی در روزهای اول و دوم مهرماه به نیروهای ما که در منطقه نبرد قصرشیرین باویسی می­جنگیدند، به قدری شدید و سریع بود که نیروهای ما کنترل خود را از دست دادند و از همه مهم­تر، این که هیچ گونه طرحی درباره مواضع دفاعی و تأخیری به آن‌ها داده نشده بود، تا فرماندهان آن‌ها براساس آن طرح­ها عمل کنند. لذا هریگانی که تحت فشار شدید نیروهای دشمن قرار می­گرفت، بدون طرح و برنامه و فقط به‌منظور رسیدن به یک محل امن­تر عقب­نشینی می­کرد که در این باره پادگان سرپل‌ذهاب حداقل از نظر روانی نقطه مرکزی عناصر لشکر 81 زرهی در آن منطقه بود. به همین جهت، تقریباً تمامی گان‌های گسترش یافته؛ اعم از واحدهای تیپ 3 زرهی که پادگانش در سرپل‌ذهاب بود ویگان‌های تیپ1 زرهی و گردان‌های توپخانه، مسیر عقب­نشینی خود را به سمت پادگان سرپل‌ذهاب انتخاب کرده بودند. در این باره فقط عناصر مستقر در حوالی نفت­شهر کاملاً بلاتکلیف بودند و گروه رزمی مستقر در سومار نیز در محور کله جوب- رووان به طرف ایوان غرب عقب‌نشینی کرد تا خود را به پادگان اسلام‌آباد غرب نزدیک سازد، ولی با تلاش فرمانده تیپ در حوالی کله جوب واقع در شرق سومار متوقف گردید. اما راه‌های مواصلاتی منطقه نفت‌شهر در جنوب به سمت سومار و در شمال به سمت تنگاب‌کهنه و قصرشیرین تحت کنترل نیروهای دشمن قرار گرفته بود، لذا عملاً قسمت عمده نیروهای مستقر در آن منهدم شده و باقیمانده که بیشتر افراد بدون تجهیزات بودند، با مشکلات زیاد توانستند از جاده­های سخت کوهستانی بگذرند و خود را به یگان‌های دیگر برسانند.

گفتیم که در روز پنجم مهرماه نیز تلاش دشمن برای اشغال شهر و پادگان سرپل‌ذهاب ادامه یافت. اطلاعات واصله حاکی از آن بود که تیپ 30 زرهی لشکر 6 زرهی عراق از شمال به جنوب جاده سرپل‌ذهاب- قصرشیرین حرکت کرده و مأموریت داشت؛ ارتفاعات دامنه ختک را تصرف و پادگان سرپل‌ذهاب را از جنوب شرقی مورد تهدید قرار دهد ولی هلی‌کوپترها و هواپیماهای ایران، به این تیپ حمله کردند و پیشروی آن را متوقف نمودند. ضمن اینکه فرمانده تیپ 3 زرهی تلاش کرد؛ با استفاده از اندک عناصر باقیمانده، جلو پیشروی دشمن را در حوالی سر آب گرم سد نماید.

علاوه بر فشار دشمن در جنوب محور اصلی، در شمال محور نیز نیروهای دشمن تقویت شدند و واحدهای تازه نفس عراقی وارد حوالی بیشگان شدند، که گفته می­شد کماندوهای عراقی با هلی‌کوپتر در این محل پیاده شدند. این واحدهای تازه وارد از شمال به جنوب در محور بیشگان سرپل‌ذهاب پیشروی کردند تا نیروهای عراقی مستقر در غرب سرپل‌ذهاب را تقویت کنند و با هم به شهر یورش ببرند.

بررسی حوادث چنین نشان می­دهد که در ساعات بعداز ظهر روز پنجم مهرماه، تهدید نیروهای عراقی در منطقه سرپل‌ذهاب فوق­العاده تشدید شد و فرمانده قرارگاه عملیاتی غرب احساس خطر جدی کرد. لذا در ساعت 1450 روز پنجم گزارش داد؛ به علت فشار شدید دشمن در سرپل‌ذهاب، با هماهنگی سپاه پاسداران، تعداد 300 نفر از افراد سپاه برای تقویت یگان‌های آن منطقه اعزام شدند.

با تلاش­هایی که برای نگهداری منطقه سرپل‌ذهاب به عمل آمد، دشمن از دستیابی سریع به آن شهر ناامید گردید. لذا از بعداز ظهر روز پنجم مهرماه، تلاش خود را متوجه محور گیلانغرب کرد تا بدینوسیله هم مناطق بیشتری را اشغال کند و هم قسمتی از نیروهای مدافع سرپل‌ذهاب را به آن منطقه بکشاند و مقاومت نیروهای ما را در دفاع از شهر کاهش دهد. در ساعت 1500 عوامل اطلاعاتی ما خبر دادند که یک واحد بزرگ زرهی و مکانیزه دشمن با حدود 200 دستگاه خودرو در محور گیلانغرب در حال پیشروی است و از گردنه امام حسن گذشته و به حوالی روستای قاسم‌آباد واقع در حدود 25 کیلومتری غرب گیلانغرب رسیده است. فرمانده لشکر 81 زرهی در تحلیل این عملیات دشمن، چنین برآورد کرد که احتمالاً قسمتی از این واحد دشمن که در محور گیلانغرب در حال پیشروی است، در شرق قاسم آباد به طرف شرق تغییر جهت خواهد داد و از تنگ‌حاجیان عبور خواهد کرد و پس از عبور از تنگ دهره و دشت شاه­ها، ارتفاعات دانه‌خشک را اشغال و با یگانی که از سمت شمال‌غربی پیشروی کرده بود، الحاق حاصل خواهد نمود و پادگان سرپل‌ذهاب را اشغال خواهد کرد.

 با توجه به این امر چنین به نظر می­رسد که با وجود اینکه نیروهای دشمن حدود 30 کیلومتر بدون برخورد با مقاومتی در محور گیلانغرب پیشروی کرده و به 25 کیلومتری گیلانغرب رسیده بودند، هیچ نیروی مدافعی در آن محور نبود، ولی توجه اصلی فرمانده لشکر به نگهداری پادگان و شهر ذهاب جلب شده بود و اقدام مؤثری برای بستن راه حرکت نیروهای دشمن در محور گیلانغرب نکرده بود. نظریات فرمانده لشکر 81 درباره وضعیت منطقه سرپل‌ذهاب و گیلانغرب به نیروی زمینی گزارش شد. به نظر می‌رسد بعد از پنج روز نبرد در شرایط نامتعادل، عوامل تصمیم­گیری نیروی زمینی متوجه مشکلات شده بودند، لذا در پاسخ به گزارش لشکر 81 چنین گفتند که « سه یگان از میان دوآب به منطقه کرمانشاه اعزام شده است. تلاش کنید؛ گذرگاه­های پاتاق، قلاجه، گیلانغرب را به هر ترتیب شده نگهدارید» همان‌گونه که از متن این پیام نتیجه گیری می­شود، دیگر فکر نگهداری تمام مناطق و حتی کشاندن جنگ به داخل خاک عراق مطرح نبود، بلکه تلاش بر این بود که حداقل معابر کلیدی منطقه نگهداری شود، ولو اینکه این معابر کلیدی مانند گردنه قلاجه در مسافت بیش از یکصد کیلومتری خط مرز باشد. در این باره یادآوری این نکته لازم است که هر قدر عملیات احساسی در رده­های پایین­تر و به ویژه در افراد رزمنده در خط مقدم نبرد مفید و سرنوشت­ساز است، برعکس در رده­های بالاتر ممکن است فاجعه‌آمیز باشد و کشور و ملتی را دچار مشکلات سختی سازد. لذا در رده­های بالاتر تصمیم­گیری همه مسایل جنگ بایستی با برآورد وضعیت­های دقیق استراتژیک؛ اعم از سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و نظامی توأم باشد و اجازه داده نشود احساسات جای منطق صحیح را بگیرد. تهدیدی که در محور گیلانغرب ایجاد شده بود، فرمانده تیپ1 زرهی لشکر 81 زرهی را دچار اضطراب کرد، زیرا از نظر طرح­های کلی عملیاتی قبل از انقلاب، محور گیلانغرب جزو منطقه عملیاتی آن تیپ بود. بنابراین فرمانده تیپ بایستی به هر نحو مقدور عکس­العملی در مقابل دشمن نشان می­داد، زیرا اگر دشمن در این محور پیشروی می­کرد و گیلانغرب را اشغال می­نمود، می­توانست پیشروی را بدون برخورد مقاومتی تا محور اسلام‌آباد- ایلام ادامه دهد و در حوالی گردنه قلاجه آن محور را قطع کند و راه مواصلاتی نیروهایی را که در منطقه استان ایلام درگیر بودند به کلی ببندد. بنابراین، تهدید دشمن در محور گیلانغرب فوق­العاده قوی و جدی بود ولازم بود؛ به هر نحو مقدور در یک نقطه مناسبی متوقف گردد. بعد از عبور از گردنه امام حسن و تنگ‌حاجیان، مناسب­ترین نقطه برای نگهداری شهر گیلانغرب ارتفاعات غربی آن شهر بود. فرمانده تیپ1 از لشکر 81 درخواست کرد که به هر نحو مقدور یگانی از تیپ2 زرهی مستقر در شهر کرمانشاه جمع‌آوری و به گیلانغرب اعزام شود تا با کمک اهالی محلی و پاسگاه­های ژاندارمری، جلو پیشروی دشمن سد گردد. لشکر، تعدادی از تانک­های باقیمانده گردان 285 تانک را جمع‌آوری و از کرمانشاه به منطقه گیلانغرب اعزام کرد و با هماهنگی ژاندارمری، مردم گیلانغرب بسیج شدند تا از شهر و دیار خود دفاع کنند. بدین ترتیب هسته مرکزی نیروهای مقاومت در محور گیلانغرب تشکیل شد و همین نیروی اندک موفق گردید از سقوط شهر گیلانغرب به‌دست نیروهای متجاوز عراق جلوگیری نماید که جزییات این تلاش­ها را در مطالب بعدی خواهیم آورد.

گفتیم که در روز پنجم مهرماه، نیروهای عراقی تلاش کردند سرپل‌ذهاب را اشغال کنند اما مقاومت دلیرانه مدافعین میهن اسلامی ما این نقشه دشمن را نقش بر آب کرد. لذا از بعد از ظهر روز پنجم مهرماه آثار ناامیدی در نیروهای عراقی مشاهده گردید و نیروهای عراقی به ارتفاعات قراویز در شمال‌غربی دشت ذهاب عقب­نشینی کردند و به کنترل و نگهداری حوالی قصرشیرین اکتفا نمودند. ارتش عراق در بیانیه شماره 139 اعلام کرد شمال‌شرقی راه خسروی- قصرشیرین- سرپل‌ذهاب پاکسازی و تأمین شده است که با یک توجه دقیق نظامی به این بیانیه روشن می­گردد که در رده بالای فرماندهی ارتش عراق شکست تلاش­های 5 روز برای تصرف شهر سرپل‌ذهاب به طور ضمنی مورد قبول قرار گرفته و ارتش عراق از اجرای آن عملیات منصرف گردیده است. چنان­که عملاً نیز همین وضع پیش آمد و از روز ششم مهرماه پیشروی نیروهای دشمن در منطقه کرمانشاه عملاً متوقف گردید و نیروهای دشمن به تحکیم مواضع پدافندی در مناطق اشغالی اکتفا کردند.

یک نکته قابل بررسی و تعمق در منطقه عملیاتی کرمانشاه حرکت عناصر ضدانقلاب داخلی است. از ماه­ها قبل از آغاز جنگ، بعضی از عشایر مخالف حکومت جمهوری اسلامی ایران، عملیات خرابکاری و دستبرد و کمین و زدن ضربت به واحدهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را در استان کرمانشاه آغاز کرده بودند. مهم­ترین منطقه ناامن، منطقه زیست عشایر قلخانی در منطقه وسیعی بین خط مرز از باویسی تا قصرشیرین و شمال‌غربی اسلام‌آباد غرب بود که مرکز آن را ارتفاعات دالاهو تشکیل می­داد. ولی بعد از آغاز جنگ، فعالیت خرابکاران داخلی فروکش کرد و حداقل تا پنجم مهرماه، گزارشی از برخورد نیروهای مسلح ما با عوامل ضدانقلاب در استان کرمانشاه مشاهده نشد. علت این امر می­تواند آن باشد که عوامل ضدانقلاب داخلی در استان کرمانشاه به دستور مقامات عراقی عمل می­کردند و اقدامات آنان در زمان قبل از آغاز جنگ ایجاد وحشت و ناامنی در منطقه و تسهیل عملیات تهاجمی نیروهای عراق بود. طرح هماهنگ شده بین ضدانقلابیون ایرانی و ارتش عراق آن بود که با شروع حمله همه جانبه ارتش عراق، عملیات ضدانقلابیون موقتاً متوقف گردد تا تداخلی در عملیات نیروهای عراقی به وجود نیاید. اما بعد از متوقف شدن ماشین جنگی ارتش عراق، بار دیگر تلاش ضدانقلابیون داخلی در منطقه کرمانشاه از سرگرفته شد.

 از روز ششم مهرماه، فعالیتی از عوامل ضدانقلاب در ارتفاعات غرب جوانرود مشاهده گردید و همراه با عملیات ضدانقلاب داخلی فعالیتی از نیروهای دشمن نیز در شمال شرق دشت ذهاب و حوالی بزمیرآباد انجام گرفت. چنین برآورد شد که چون دشمن نتوانسته در محور قصرشیرین سرپل‌ذهاب پیشروی کند و گردنه پاتاق را تحت کنترل خود درآورد، اکنون تلاش می­کند با کمک ضدانقلابیون داخلی ایران، از ارتفاعات شمال، گردنه پاتاق را دور بزند و نیروهای ما را محاصره نماید. البته به احتمال  قوی این برآورد خیلی بدبینانه بود، زیرا ارتش عراق آن چنان قدرت و جرأت و مدیریت نداشت که به چنان اقدام متهورانه‌ای دست بزند و از ارتفاعات صعب­العبور بگذرد و خود را به اسلام‌آباد غرب یا حتی آن‌چنان که برآورد شده بود، به کرمانشاه برساند. اما حرکات آشوبگرانه داخلی، با توجه به سابقه امر، می­توانست چنین توهمی را در فرماندهان ایجاد کند. چنانکه قرارگاه عملیاتی غرب در ساعات اولیه روز ششم مهرماه گزارش داد پاسگاه ژاندارمری قلقله در 30 کیلومتری غرب جوانرود سقوط کرد و دشمن در حال پیشروی به طرف جوانرود است که البته منظور از دشمن، نیروهای ضدانقلاب داخلی بود و گرنه نیروهای متجاوز عراق اصولاً از ورود به ارتفاعات وحشت داشتند و در جنگ تحمیلی فقط به اشغال ارتفاعات مرزی اکتفا کردند.

فعالیت نیروهای ضدانقلاب در منطقه کرمانشاه، به ویژه منطقه جوانرود، سبب نگرانی فرماندهان مسئول شد، زیرا در آن شرایط بحرانی، حداقل نیاز فرماندهان آن بود که منطقه داخلی امن باشد و خودروهای تدارکاتی بتوانند بدون خطر، پشتیبانی تدارکاتی را از مناطق داخلی به منطقه نبرد انجام دهند. چنانچه محورهای تدارکاتی به ویژه محور کرمانشاه اسلام‌آباد به طرف مناطق نبرد ناامن می­شد، مشکلات فوق­العاده­ای برای نیروهای ما ایجاد می­گردید. در رابطه با عملیات ضدانقلابیون در ساعت 1345 روز ششم مهرماه، قرارگاه عملیاتی غرب گزارش داد؛ نیروهای خودی مستقر در منطقه جوانرود، براثر فشار مهاجمین عقب­نشینی کرده­اند و مهاجمین قصد دارند از محورهای باباخانی، ارتفاعات شاهو و دالاهو به قلعه جوانرود برسند و برای این منظور، یک نیروی حدود یک هزار نفری را بسیج کرده­اند و احتمالاً این عناصر ضدانقلاب بعد از اشغال منطقه جوانرود از طریق کوزه گرانیه شهر کرمانشاه حمله خواهند کرد. لازم به یادآوری است که درباره عملیات ضدانقلاب داخلی شایعات فوق­العاده تأثیر گذار بودند. نظر به اینکه اهالی بومی اعم از طرفداران دولت مرکزی یا ضدانقلاب، خیلی سریع و به سادگی تحت تأثیر شایعات قرار می­گرفتند، خیلی سریع آن‌ها را در تمام منطقه پخش می­کردند وعوامل اطلاعاتی ما نیز که این شایعات را دریافت می­کردند، امکانات تجزیه و تحلیل آن‌ها را نداشتند. لذا، الزاماً به همان صورت خام به رده­های بالا گزارش می­نمودند. به هر حال این اطلاعات ناخوشایند قسمتی از تلاش عملی و فکری فرماندهان مسئول را به خود جلب می­کرد و مشکلی بر مشکلات آنان می­افزود.

از نظر تلاش نیروهای دشمن در ششم مهرماه، گفتیم که ماشین جنگی عراق از حرکت بازمانده و حتی صدام حسین  درخواست آتش­بس کرد. بنابراین در روز ششم مهرماه، نیروهای دشمن تلاش قابل ملاحظه­ای برای اشغال مناطق بیشتر از خود نشان ندادند. اما مرکز فعالیت نیروهای عراقی در منطقه نبرد کرمانشاه به محور گیلانغرب معطوف گردید. هلی‌کوپترهای ما که برای منهدم کردن نیروهای دشمن به محور گیلانغرب اعزام شده بودند، گزارش دادند؛ یک واحد بزرگ زرهی دشمن که حدود یک تیپ برآورد می­گردد، در این محور وارد عمل شده و تلاش می­کند به شهر گیلانغرب برسد. گرچه در گزارش‌های نیروهای خودی درباره چگونگی عملیات نیروهای خودی در حوالی گیلانغرب به مطلبی اشاره نشده بود، اما در گفت­وگوهایی که با افسران فرمانده به عمل آمد، به ویژه با تیمسار سرتیپ اسماعیل سهرابی که در اوایل جنگ فرمانده تیپ1 بود، چنین نتیجه­گیری شد که نیروهای دشمن توانسته بودند تا داخل شهر گیلانغرب رخنه کنند، اما با مقاومت ژاندارمری و افراد محلی مواجه شده بودند و مجبور گردیده بودند، به چهار کیلومتری غرب شهر عقب­نشینی نمایند. بعد از این که یک دسته تانک از گردان 285 تانک تیپ 2 لشکر 81 به گیلانغرب رسید و عراقی‌ها حضور نیروهای منظم ما را در آن منطقه احساس کردند، عقب­نشینی بیشتری نمودند و تا حوالی تنگ کورک عقب­تر رفتند.

در روز ششم مهرماه، تلاش عمده دشمن در منطقه مورد بحث تقویت نیروهای موجود و تحکیم مواضع پدافندی بود. طبق اطلاعاتی که به نیروهای ما رسید، تیپ 16 لشکر6  زرهی عراق، وارد شهر قصرشیرین  شد و با تیپ 94 پیاده مسئولیت پدافند از منطقه قصرشیرین را به عهده گرفت. تیپ 30  زرهی لشکر 6 زرهی، مواضع پدافندی را در مناطق جنوبی سرپل‌ذهاب مستحکم کرد. تیپ 25 لشکر 6 در ارتفاعات قراویز در غرب دشت ذهاب گسترش یافت. تیپ 23 لشکر 8 پیاده در منطقه عملیاتی تپه رش، گرده‌نو، بزمیر‌آباد مستقر گردید. بنابراین، در صورتی که این اطلاعات صحت داشته باشند، تمام عناصر لشکر 6 زرهی عراق به اضافه تیپ 23 لشکر 8 پیاده و تیپ 94 مستقل پیاده در منطقه نبرد قصرشیرین گیلانغرب متمرکز شدند، در حالی‌که در آن موقع نیروهای ما فقط همان عناصر متلاشی شده تیپ 3 زرهی لشکر 81 زرهی و یک گردان پیاده اعزامی از لشکر پیاده و عده­ای از افراد سپاه پاسداران و عناصر ژاندارمری بودند.

همان‌گونه که یادآوری شد؛ از روز ششم مهرماه، نیروهای دشمن در منطقه نبرد کرمانشاه از حرکت باز ایستادند و فقط به تحکیم و تثبیت وضعیت مناطق اشغالی پرداختند. با توقف نیروهای دشمن، نیروی هوایی و هلی‌کوپترهای ما توانستند ضربات مؤثری بر نیروهای دشمن وارد سازند و اراده قاطعانه ملت ایران را پیش از پیش برای دفاع از حق حاکمیت خود به دشمن متجاوز نشان دهند. در پایان روز ششم مهرماه، صدام حسین  حاکم جاه­طلب، عراق در یک سخنرانی رسمی درباره جنگ تحمیلی چنین اظهار نظر کرد که « عراق به هدف­های نظامی خود رسیده است و اکنون آماده است در صورتیکه ایران شرایط عراق را قبول کند، ترک مخاصمه نماید و اضافه کرد از هر گونه میانجی­گری استقبال می­کند.»

همین گفتار صدام حسین به هر انگیزه­ای بوده باشد، بیانگر این واقعیت نیز بود که حکومت و ارتش عراق از برخوردهای اولیه با نیروهای مدافع مهین اسلامی ما به وحشت افتادند و آینده تیره­ای برای آنان از جنگی که به وجود آورده بودند، مجسم گردید. لذا حاکم جاه­طلب عراق سعی کرد هر چه سریع­تر جنگ را با همان موفقیت­های اولیه که به‌دست آورده بود پایان دهد و از شرایط سیاسی و روانی اثرات آن موفقیت­ها برای وصول به مقاصد استراتژیک خود بهره­برداری نماید.

چون ما در این باره در بررسی جنگ در صحنه عملیات خوزستان مطالبی بیان داشته‌ایم از بحث بیشتر در این مبحث خودداری می­کنیم. فقط یک نکته دیگر را متذکر می­شویم که عامل اصلی ایجاد کننده این توهم مأیوسانه در حاکمیت عراق، مقاومت شجاعانه و فداکارانه رزمندگان میهن اسلامی ما بود. گر چه در بیان حوادث جنگ، ما نیز به مطالبی از نابسامانی­های ارتش جمهوری اسلامی ایران اشاره کردیم، ولی نتیجه نهایی نبردهای هفته اول جنگ نشان داد، با وجود آن همه مشکلات و نقاط ضعف­ها که در نیروهای ما وجود داشت، در مقایسه با قدرت چند برابر ارتش عراق، نیروهای ما بسیار خوب عمل کردند، خوب جنگیدند و مردانه جان بازی کردند. اگر یک سیستم فرماندهی و کنترل کارساز در رده­های مختلف فرماندهی نیروهای ما برقرار می­بود، قطعاً به ارتش عراق اجازه داده نمی­شد، به آن اندازه موفقیت به‌دست آورد. گرچه آن موفقیت­ها را نیز چندان ساده و به رایگان به‌دست نیاورد و نیروهای ما، با وجود اینکه به صورت یگان‌های کوچک دسته و گروهان تجزیه شده بودند، توانستند ضربات بازدارنده­ای به نیروهای دشمن وارد سازند و تعداد زیادی از افراد دشمن را به هلاکت برسانند. فقط در جبهه نبرد کرمانشاه و ایلام تا روز ششم مهرماه، 229 نفر از افراد دشمن را به اسارت خود درآوردند و تعدادی تانک و خودرو و تجهیزات سبک از دشمن به غنیمت گرفتند.

در هر گونه بررسی­ها و تحقیقات، آمارهای دقیق بهترین راهنما برای پی بردن به چگونگی وضعیت­ها می­تواند باشد. از نظر پی بردن به چگونگی آمادگی رزمی لشکر 81 زرهی که در مقابل چندین لشکر مجهز و کامل و سازمان یافته و آموزش دیده عراق قرار گرفته بود، ضمن اینکه همان‌گونه که در مطالب قبل اشاره شد فقط دو تیپ از آن لشکر در این جبهه نبرد بود و تیپ 2 زرهی کرمانشاه در مأموریت آرام­سازی داخلی کردستان درگیر بود. در گزارش وضعیت پرسنلی که لشکر به نیروی زمینی داده بود، کمبود سازمانی افسران کادر 125 نفر و درجه­داران کارد 776 نفر ذکر شده بود. این تعداد حدود 30 درصد سازمانی لشکر بود. ضمن اینکه در آن موقع به علت اینکه آموزشگاه­های افسری و درجه‌داری وظیفه به حالت تعطیل درآمده بود، کمبود تعداد افسران و درجه­داران وظیفه سازمانی لشکر بیش از پرسنل کادر بود و می­توان گفت که تقریباً وجود نداشت و با توجه به اینکه حدود 30 درصد افسران و درجه­داران سازمانی لشکرها را افسران وظیفه تشکیل می‌دادند در جمع کل کمبود افسران و درجه‌داران لشکرها قریب 50% بود. وضعیت سربازان وظیفه نیز در همین حدود بود.

در روز ششم مهرماه، نیروی زمینی فقط توانست 45 نفر افسر کادر و 98 نفر درجه­دار کادر ازیگان‌های دیگر برداشت کند و در مقابل درخواست 125 نفر افسر و 776 نفر درجه‌دار مورد نیاز لشکر 81 به آن لشکر اختصاص دهد.

از روز هفتم مهرماه، وضعیت منطقه نبرد کرمانشاه در اغلب نقاط تثبیت شد و نیروهای ما موفق شدند نیروهای دشمن را مجبور به توقف نمایند. فرمانده لشکر 81 زرهی، آخرین وضعیت خط تماس با نیروهای دشمن را در ساعت 0700 روز هفتم مهرماه چنین اعلام کرد «عناصر لشکر در منطقه قصرشیرین- گیلانغرب، در امتداد خط شمالی جنوبی ارتفاعات دستک، بن دستک، قراویز، ارتفاعات بازی­دراز و تنگ کورک در محور گیلانغرب خط پدافندی اشغال کرده­اند، در محور زرنه- سومار، موضع دفاعی نیروهای ما در چم کمرشکن واقع در پانزده کیلومتری شرق سومار قرار دارد و در محور میمک سرنی نیز نیروهای ما در سه راهی غرب سرنی موضع  گرفته اند.»

1395/11/23 11:50:28 174 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015