• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)

شهید چمران و هم رزمان


خاطرات سرتیپ2 مرآتی (بخش ششم) - عملیات شکستن سد خاکی دشمن، احداث شده روی جاده اهواز آبادان

در ستاد جنگ‌های نامنظم افراد مختلف از قشرهای مختلف حضور داشتند. به‌طوری‌که از افراد کشاورز و کاسب و دانشجو گرفته تا اساتید دانشگاه و تحصیل کرده‌های دوره عالی داخل و خارج کشور حضور داشتند. همه این افراد از نظامی گرفته تا غیر نظامی آن‌ها که از قبل با دکتر چمران آشنایی داشتند و آنهایی که سابقه آشنایی از قبل را نداشتند، مانند خود بنده، همه و همه در اولین برخورد با آقای دکتر مجذوب او می‌شدند.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

با پیدا کردن مراد خود، با تمام وجود مرید او می شدند و دیگر دوست نداشتند این آشنایی و در کنار دکتر چمران بودن را با دنیا عوض نمایند. زیرا دکتر را شاگرد مکتب عاشورا و سرباز جان بر کف اسلام می‌دانستند و دوست داشتند زندگی دنیایی آن‌ها تا آخر در کنار دکتر چمران باشد و در کنار او به شهادت برسند. هر کدام از این نفرات که مسئولیتی داشتند با توجه به تخصص و نبوغی که از خودشان بروز می‌دادند، برای آن‌ها اسمی و لقبی به صورت خودجوش در بین بچه‌ها انتخاب می شد. مثلاً آقای مهندس جواد مادرشاهیان لقب فرمانده لشکر آب را گرفته بودند، چون از طرف آقای دکتر مسئولیت انتقال آب از کارون به دست حمیدیه و طراح را به سمت دشمن داشتند.

آقای محمد نخستین ماهر که تخصص او در روانه و شلیک کردن با خمپاره‌های 120 م‌م و 80 م‌م و 60 م‌م بود، به محمد خمپاره مشهور شده بودند. آقای محمد حق‌پناه که در تیراندازی با ژ-3 مهارت خاصی داشت به محمد ژ-3 معروف بودند.

برابر اطلاعات و شناسایی‌هایی که رکن دوم و سوم داشتند، احتمال داده می‌شد که دشمن از طرف طراح، جاده سوسنگرد  را قطع و خود را به تپه‌های فولی‌آباد برساند تا مجدداً سوسنگرد را در محاصره قرار دهد. لذا آقای دکتر به مهندس مادرشاهیان این مسئولیت را داده بودند که بررسی شود کدام محل از رودخانه کرخه، امکان احداث سد خاکی وجود دارد که آب محوطه بین طراح، کوت سید نعیم و ابوحمیظه را فرا گیرد تا دشمن نتواند از آن طریق حرکتی نماید. نتیجه این بررسی‌ها این شده بود که در روستای کوهه که رودخانه با پیچی بزرگ مسیر خود را به سمت پایین تغییر می‌دهد مناسب ایجاد سد می‌باشد. فاصله این محل با خط مقدم دشمن 200 متر بود و کارکردن با لودر و بولدوزر در این فاصله با توجه به حجم بالای آتش دشمن کاری بسیار دشوار بود.

بالاخره با تلاش شبانه روزی و حجم بالای آتش، دو طرف سد زده شد و آب کرخه را باز نمودند و با سدی که ایجاد شده بود و مانع از حرکت آب در مسیر اصلی رودخانه شده بود آب به سمت دشمن سرازیر شد و دشمن در حدود 5/1 کیلومتر عقب‌تر اقدام به احداث خاکریزی مشابه، سدی که نیروهای خودی زده بودند نمود. که ارتفاع آن به حدود سه ‌متر و عرض آن هم به اندازه‌ای بود که خودرو از روی آن به راحتی تردد می‌نمود و نیروهای عراقی حدود 17 الی شش کیلومتر عقب‌نشینی نمودند و زمین‌گیر شدند و جاده اهواز آبادان را در محلی نزدیک این خاکریز شکافته بودند که عرض این شکاف بر روی جاده حدود 5-4 متر بود که آب پشت سد مجدداً به کارون برگردد و برای آن‌ها مزاحمتی ایجاد نکند.

 به‌دستور آقا دکتر چمران شناسایی و طرح‌ریزی برای منفجر کردن این سد خاکی که عراقی ها احداث کرده بودند. شروع شد . طرح بر این مبنا بود که نیروهای ستاد نامنظم از سه محور که یک قسمت از شمال به فرماندهی جناب رستمی و یک قسمت از عرب به فرماندهی شاهسون و یک قسمت هم از سمت جنوب به فرماندهی رضا بختیاری وارد عمل شدند. البته قبل از وارد عمل شدن این نیروها تعدادی از بچه‌های قزوین و شمال کشور ( مازندران و گیلان ) که در امر شنا ورزیدگی لازم را داشتند انتخاب شدند و چندین هفته زیر نظر یکی از مربیان تکاوران نیروی دریایی که اسم او را دقیقاً به‌خاطر ندارم، شاید ناخدا سرنوشت بود، آموزش غواصی و عبور از رودخانه را تمرین و مهارت‌های لازم را کسب نمودند تا در شب عملیات دبه های 20لیتری که قبلاً از مواد منفجره پر شده بود بدون سر و صدا و اطلاع نیروهای خودی عملیات را شروع می نمایند آن‌ها را منفجر نموده و آب سدهای کارون و دز را با باز نمودن دریچه‌ها و گشودن آن‌ها به سمت دشمن سرازیر و در مدت کوتاهی میلیون‌ها لیتر آب به سوی آن‌ها روان شود و آن‌ها را از منطقه بیرون کند. نفرات غواص پس از آموزش های لازم توسط مربی تکاوران در اختیار مهندس مجد قرار گرفتند تا آموزش لازم جهت کارگزاری مواد و منفجر نمودن آن‌ها را فرا گیرند. تمام کارها با دقت و سرعت پیش می‌رفت دو مقر فرماندهی جهت هماهنگی و کنترل نیروها یکی از شمال رودخانه و در روستای عباسی که جناب رستمی در آنجا مستقر شدند و یکی هم در جنوب رودخانه و در روستای دب‌حردان که بنده در آنجا مستقر بودم، تشکیل شد. تعداد دیگری از نفرات ماهینی آموزش دیده بودند که قبل از حرکت غواصان و کار گذاشتن مواد منفجره به پست‌های دیده‌بانی دشمن که حفاظت از سد خاکی را به عهده داشتند و مجهز به تیربار بودند بدون سروصدا و با استفاده از اصل غافلگیری نزدیک شده و در فرصتی مناسب آن‌ها را خفه و یا با کار سنگری از بین ببرند و با اعلام آنان، از انجام عملیات واگذاری نفرات غواص مواد را کار گذاشته و منفجر نمایند.

خاطره‌ای از جناب فرتاش

در اینجا ذکر خاطره‌ای در خصوص تخریب سد از زبان جناب فرتاش شیرین و خواندنی است:

یک شب مانده به عملیات تخریب سد، آقای دکتر به من [فرتاش] می‌فرمایند که یک بررسی بیشتری در مورد سد انجام دهید یا بگذارید خودم برای شناسایی بروم. جواب دادم اجازه بدهید خودم با پرسنل رکن سوم برای دیدن آخرین وضعیت کار بروم. لذا حرکت کردیم به سمت دب‌حردان، سه خاکریز در جلو داشتیم که می‌دانستیم در روی خاکریز آخر بچه‌های سپاه مستقر هستند. لذا با خیال راحت دو خاکریز را گذراندیم روی خاکریز دوم شک کردم و حرکاتی مشکوک روی خاکریز سوم که منتهی به آب می‌شد را مشاهده نمودم. البته دیدن حجم آب منظور من بود که دیده می‌شد. ولی من با این تصور که خاکریز سوم هم دست نیروهای خودمان است. دو سه نفر از بچه‌های خودمان را که همراه بودند روی خاکریز دوم به عنوان پشتیبان مستقر کردم. و با برادرم مرآتی و اخوان تصمیم گرفتیم به خاکریز سوم برویم. ولی به محض رها شدن از خاکریز دوم متوجه شدم که خاکریز سوم دست نیروهای عراقی است که ما را دیده بودند و دست‌پاچه شده و سر و صدا می‌کردند. جلوی ما بجزء تعدادی بوته‌های خشک، کوچکترین جان پناهی نبود و اگر نیروهای دشمن ما را به رگبار می‌بستند هیچ‌کدام جایی برای موضع گرفتن نداشتیم. می‌خواستیم برگردیم، دیدم راهی برای برگشتن نداریم. لذا به مرآتی و اخوان گفتم با تمام توان به سمت خاکریز دشمن بروید و همین کار را کردیم. روی خاکریز که رسیدیم خنده‌ام گرفته بود. تعداد نفرات دشمن بیشتر از 12 نفر بودند که با دیدن ما پا به فرار گذاشتند و اگر یکی از آن‌ها تیراندازی می‌کرد هر سه نفر ما را کشته بود. ترس وجود آنان را پر کرده و دید آنان را پوشانده بود و آنجا که خدا از بندگانش حمایت می‌کند، این بنده ناچیز سپاسگزار آن همه الطاف خدا خواهد بود و تازه وقتی روی خاکریز رسیدیم اخوان می گفت اجازه بدهید به آب بزنیم و آن‌ها را بگیریم. چند رگبار به سمت آن‌ها شلیک کردیم. به هر شکلی بود فرار کردند. اگر کسی از آن‌ها کشته یا زخمی شد معلوم نشد ولی نتیجه شناسایی و پیش‌بینی های لازم ما همه رضایت بخش بود.

*****

در شب عملیات نیروها حدود ساعت 12:30 شب مورخه 11/1/1360 حرکت نمودند. یکی از نفرات گروه بختیاری که قرار بود نگهبان تیربار سمت چپ را غافلگیر و خفه نماید، با او درگیر می‌شود  و نفرات دیگر به کمک او می‌روند. این رزمنده دلاور بنام مهدی همدانی را به شهادت می‌رسانند. بقیه گروه بختیاری که در بین راه منتظر خبر بودند با این درگیری و هوشیار شدن نیروهای عراقی شروع به آتشبازی منطقه می نمایند. که این نیروها زیر آتش شدید دشمن قرار گرفته و این جنگ و گریز تا نزدیکی های روشنایی صبح ادامه داشت و بدین ترتیب عملیات لو رفت و دیگر گروه ها هم مجبور به درگیری و جواب دادن به آتش دشمن شدند و نهایتاً غواصان بدون اینکه بتوانند نزدیک خاکریز شوند و مولد را کار بگزارند مجبور به عقب‌نشینی شدند و عملیات موفقیتی در پی نداشت.

لازم به ذکر است که یک آتشبار از توپخانه لشکر 92 هماهنگ شده بود تا در صورت نیاز پشتیبانی لازم را انجام دهد که آن‌ها این کار را بخوبی انجام دادند و بچه‌ها زیر آتش پشتیبانی آن‌ها توانستند بدونه تلفات و خسارتی به مقر خود عقب‌نشینی نمایند.

1395/12/18 12:17:47 207 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015