• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب های آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

نبردهای صحنه عملیات اهواز و سوسنگرد


 قبل از پرداختن به شرح حوادث، یادآوری این نکته را لازم میدانیم که عوامل مهم تغییر شرایط جنگ در این جبهه، حضور فعال نیروهای مردمی، وارد شدن نیروهای تازه نفس نیروی زمینی به منطقه نبرد، فعالیت مؤثر بالگردهای هوانیروز، پشیتبانی فداکارانه نیروی هوایی و بالاخره شرایط مناسب­تر زمین منطقه عملیات به علت وجود آبادی­ها، درخت­زارها و جنگل مصنوعی گمبویه در جنوب جاده اهواز سوسنگرد، وجود رودخانه کارون در جناح شرقی و کرخه‌کور در جناح غربی و تأسیسات کارخانه نورد و ساختمآن‌های شهری و بالاخره مهمترین عامل، احساس خطر فوق­­العاده جدی برای شهر اهواز در تمام مردم و مقامات سیاسی و نظامی محلی و کشور بود.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

بخش ششم:  روز ششم؛ نقطه عطفی در جنگ

 

در روز سوم مهرماه، فشار دشمن ساعت به ساعت شدیدتر می­شد. واحدهای زرهی و مکانیزه دشمن تلاش می­کردند؛ واحدهای از هم گسیخته تیپ1 را تعقیب و آن‌ها را محاصره و نابود سازند. قرارگاه تیپ در خطر محاصره دشمن قرار گرفت و سوخت خودروها و مهمات جنگ­افزارها رو به اتمام بود. فرمانده تیپ به حالت التماس فریاد می­زد؛ کمک! کمک! از هر جا که ممکن است از تهران و قم کمک برسانید، سوخت و مهمات برسانید. در ساعت 1445 روز سوم، تیپ گزارش داد؛ تمام واحدها در شرف محاصره شدن هستند.

بررسی حوادث نشان می­دهد که تنها نیروی بازدارنده در این شرایط بحرانی، توپخانه بود. در حالی­که عناصر رزمی تیپ با سازمان از هم گسیخته در حال عقب­نشینی بودند. گردان 312 توپخانه 155 میلیمتری گزارش داد؛ به اجرای آتش بر روی دشمن ادامه می‌دهد و توانسته است سه دستگاه تانک دشمن را به آتش بکشد و نیروهای دشمن را متوقف سازد. اما در جبهه حدود 30 کیلومتری یک گردان توپخانه 155 میلیمتری که کمتر از 50درصد استعداد سازمانی خود را داشته باشد، عمل چندان مؤثری نمی­تواند انجام دهد.

در این موقع گردان 221 سوارزرهی نیز که در خط پوشش تیپ1 زرهی بود، گزارش داد: تمام واحدها عقب نشینی کرده اند و برای متوقف کردن دشمن، پشتیبیانی قوی هوایی مورد نیاز است. لشکر 92 زرهی، مأیوسانه به گردان 221 سوارزرهی پاسخ داد؛ با وسایل و تجهیزات موجود پیشروی دشمن را سد کنید. تعصب و غیرت و ایمان داشته باشید، به هیچ­وجه به عقب نیایید. از فردا پشتیبانی هوانیروز و بالگردهای رزمی وارد عمل خواهند شد. این پیام نشان می­دهد که در سه روز اول نبرد، بالگردهای رزمی ما در خوزستان وارد میدان‌های نبرد نشده بودند.

تغییرات مهمی که در این روز در لشکر 92 زرهی رخ داد، حضور فرمانده جدید لشکر بود که قبلاً نیز به آن اشاره گردید. فرمانده جدید که سرهنگ زرهی ستاد غلامرضا قاسمی‌نو بود، قبلاً پیش از ده سال در واحدهای لشکر 92 زرهی در اهواز و دزفول خدمت کرده بود و آشنایی کامل به منطقه عملیات خوزستان و وضعیت واحدهای لشکر 92 زرهی داشت. در حد خود افسر با احساسی بود. در آن موقعیت بحرانی و شرایط اجتماعی حاکم بر ارتش، از جمله مناسب­ترین افسرانی بود که برای این شغل انتخاب شد.

در روز سوم مهرماه، یک آتشبار 130 میلیمتری و یک آتشبار 203 میلیمتری از عناصر گروه 22 توپخانه که به پادگان قمشه (شهرضا) تغییر مکان یافته بود، به اهواز اعزام شد تا در تقویت آتش واحدهای لشکر قرار گیرد. بمباران هوایی مناطق مسکونی و عملیاتی خوزستان به وسیله هواپیماهای عراق، در روز سوم مهرماه نیز به همان شدت دو روز قبل، جریان داشت. امیدیه و اهواز و پادگان‌های نظامی، در آن روز بمباران گردیدند. از جمله نقاطی که در شهر اهواز مورد اصابت بمب قرار گرفت؛ کنار پل سوم اهواز بود که سبب انفجار لوله گاز نزدیک پل شد.

در بمباران شهر مسجد سلیمان، بیشترین تلفات ایجاد شد. 15 نفر شهید و 70 نفر مجروح شدند. وضعیت تیپ1 زرهی در پایان روز سوم مهرماه چنین بود که عناصر این تیپ با وضعیت پراکنده­ای تا پادگان حمید در 40 کیلومتری جنوب اهواز عقب‌نشینی کردند. در محور طلائیه- هویزه- سوسنگرد، فقط یک گروهان سوار زرهی از عناصر گردان 221 سوار زرهی و پاسگاه­های ژاندارمری و نیروهای سپاه پاسداران باقیمانده بودند که در جاده مرزی طلائیه هویزه عملیات تأخیری انجام می­دادند. ولی در اسناد در دسترس، چگونگی عملیات تأخیری این رزمندگان و علت عدم پیشروی سریع نیروهای دشمن برای وصول به هویزه و سوسنگرد مشخص نگردیده است.

نیروی هوایی، مأموریت­های اجراء شده در روز سوم را چنین اعلام کرد که از پایگاه سوم تعداد 20 سورتی گشت­زنی و پشتیبانی اعزام شده و دو فروند از هواپیماها از مأموریت مراجعت نکرده­اند. ضمناً از هواپیماهای این پایگاه 11 فروند تعمیری سنگین بودند که 10 فروند آن‌ها به علت اصابت گلوله ایجاد شده بود. پایگاه چهارم هوایی نیز اعلام کرد؛ از ابتدای شروع عملیات در 18/6/59 تا روز سوم مهرماه، 10 فروند هواپیما و هشت نفر خدمه پروازی از دست داده است. منطقه­ای که هنوز وضع آن مشخص نبود، پاسگاه کیلومتر 25 بود که یک گروهان تقویت شده با یک دسته تانک در آن مستقر بود. در پایان روز سوم، ژاندارمری کشور نیز اعلام کرد؛ از وضعیت این پاسگاه اطلاعی ندارد، زیرا ارتباط آن با هنگ سوسنگرد- اهواز قطع شده است.

نتیجه بررسی حوادث روز سوم مهرماه در منطقه جنوب غربی اهواز این است که در این روز نیروهای دشمن تلاش اصلی خود را در محور کوشک- جفیر- پادگان حمید- اهواز، به‌کار بردند و تا پایان روز سوم مهرماه موفق شدند؛ نیروهای مدافع ما را در این منطقه عملیات تا جاده اصلی اهواز- خرمشهر و حوالی پادگان حمید در 40 کیلومتری جنوب اهواز، عقب برانند.

در محور طلائیه- هویزه، دشمن تلاش قابل ملاحظه­ای نکرد. علت این امر ممکن است چنین باشد که اگر دشمن موفق می­شد؛ اهواز را اشغال کند، حمیدیه و سوسنگرد و هویزه و بستان در محاصره نیروهای متجاوز عراق قرار می­گرفت و بدون نیاز به قبول تلفات به اشغال نیروهای دشمن در می­آمد.

فشار شدید دشمن در جنوب غربی اهواز برای منهدم کردن مدافعین ما و وصول سریع به شهر اهواز که از آغاز روز سوم مهر شروع شده بود، روز چهارم مهرماه شدیدتر شد. نیروهای دشمن در مدت شب نیز پادگان حمید و پاسگاه حمید و نقاطی را که احتمال وجود عناصر تیپ1 بود، زیرآتش شدید توپخانه قرار دادند. به تیپ1 اجازه ندادند به وضعیت از هم گسیخته واحدهای خود سر و سامانی بدهد. به طوری که ژاندارمری کشور در ساعت 35 دقیقه بعد از نیمه شب 4 مهرماه اطلاع داد: عناصر لشکر 92 زرهی که به پادگان حمید عقب نشینی کرده بودند، نتوانسته­اند در آن محل متوقف شوند و به سمت اهواز عقب­تر آمده­اند. پاسگاه ژاندارمری حمید نیز همراه عناصر لشکر عقب نشینی کرده است.

گفتیم که در روز سوم مهرماه، فرمانده جدید لشکر وارد اهواز شد. این فرمانده از روز چهارم هدایت عملیات منطقه اهواز را شخصاً به عهده گرفت. معاون لشکر که سرهنگ زرهی ستاد ملک نژاد بود، به دزفول اعزام گردید و هدایت عملیات منطقه دزفول و شوش را بر عهده گرفت. طبعاً اولین کاری که فرمانده جدید لشکر بایستی انجام می­داد، آگاهی پیدا کردن به وضعیت متلاشی شده واحد­ها بود. به همین منظور از واحدها خواست آخرین وضعیت خود را به لشکر گزارش نمایند. اما فرمانده جدید هنوز از وخامت اوضاع بی­خبر بود. در حالی که تیپ1 زرهی از خط مرز تا شمال پادگان حمید 40 تا 60 کیلومتر عقب نشینی کرده بود، فرمانده جدید لشکر در اولین دستور به تیپ1 ابلاغ کرد: سریعاً مواضع پدافندی قبلی را اشغال کند و مأموریت­های واگذاری را اجراء نماید. مأموریت واگذاری حفظ مواضع پدافندی در خط مرز بود.

در روز چهارم مهرماه، تیپ1 به کلی متلاشی شده بود و اصولاً دیگر تیپی و گردانی وجود نداشت تا این دستور فرمانده لشکر را حتی دریافت کند. تنها واحدی که تا حدودی توانسته بود شکل سازمانی خودش را حفظ کند، گردان 221 سوارزرهی بود که از جناح راست (شمال) تیپ به سمت اهواز و هویزه عقب­نشینی می­کرد. این گردان در اوایل روز چهارم مهر گزارش داد: آتش شدید دشمن بر روی پادگان حمید اجراء می­گردد و درخواست پشتیبانی کرد. اما درباره پشتیبانی هوایی و بالگرد مشکل بزرگی به وجود آمده بود و آن عدم تشخیص هواپیما و بالگردهای خودی از دشمن بود. افراد خودی به هر هواپیما و بالگردی که در آسمان منطقه ظاهر می­شد، تیراندازی می­کردند و خطرات بزرگی برای وسایل پرنده هوایی خودی به وجود می­آوردند. ضمن این‌که این تیراندازی معمولاً از نظر آسیب رساندن به وسایل هوایی دشمن بی­نتیجه بود. فرمانده لشکر برای رفع این مشکل دستور داد؛ تا آژیر هوایی از بی­سیم­های مخصوص به صدا در نیاید، هیچ­کس حق تیراندازی به هواپیماها و بالگردها را ندارد. این روش تنها راه حل رفع خطر از هواپیماها و بالگردهای خودی بود.

گزارش­­هایی که از وضعیت نبرد می­رسید، حاکی بود که نیروهای دشمن به جاده اصلی اهواز خرمشهر نزدیک شده­اند. در ساعت 0930 آتش توپخانه دشمن، ایستگاه­های راه­آهن و پادگان حمید را زیرآتش گرفتند. شهربانی خوزستان گزارش داد به پلیس راه­آهن ایستگاه حسینیه در 40 کیلومتری شمال خرمشهر دستور داده است؛ افراد آن ایستگاه به ایستگاه حمید در 40 کیلومتری شمال اهواز عقب نشینی کنند و همراه واحد ارتشی هر اقدام لازم را به عمل آورند.

حرکت یک ستون بزرگ زرهی دشمن از جنوب به شمال و به طرف اهواز تشخیص داده شد. فرمانده لشکر کراراً دستورات مؤکدی به تیپ1 زرهی می­داد، تا در مقابل دشمن مقاومت کند. از گردان 312 توپخانه 155 میلیمتری حداکثر استفاده را بنماید.

وضع چنان آشفته بود که امکان به دست آوردن اطلاعات دقیق از وضعیت یگان‌های خودی وجود نداشت. یک خبر از منبعی که مشخص نبود، رسید که بر اثر حمله بالگردهای خودی به نیروهای دشمن در منطقه کوشک حوالی خط دژ تلفات و خساراتی به نیروهای دشمن وارد شده و دشمن اقدام به عقب­نشینی به سمت عراق کرده است. لشکر نیز براساس این اطلاعات به تیپ1 زرهی دستور داد حمله کند و خط مرز را ترمیم نماید.

 در حالی که در آن موقع عناصر تیپ1 از پادگان حمید نیز عقب­تر آمده بودند و در حدود 20 کیلومتری اهواز سرگردان بودند.

در روز سوم مهرماه، علاوه بر دانشجویان دانشکده افسری، یک گروه رزمی شامل گردان 148 پیاده و یک گروهان تانک، از مشهد به اهواز اعزام گردید. فرمانده لشکر تصمیم گرفت این گروه رزمی را زیر امر تیپ1 زرهی قرار دهد. اما درباره فعالیت دانشجویان دانشکده افسری هیچ­گونه سند قابل ملاحظه­ای در اسناد و مدارک لشکر اهواز نبود. احتمالاً این یگان دانشجویی بیشتر با گروه نامنظم دکتر چمران یا سپاه پاسداران مأموریت­های ویژه را انجام می­داد.

در حالی که لشکر به تیپ1 دستور می­داد تا مرز پیشروی کند، گردان 372 توپخانه کاتیوشا گزارش داد تا کارخانه نورد واقع در ده کیلومتری جنوب اهواز عقب­نشینی کرده و در شرق جاده اهواز خرمشهر و جنوب کارخانه موضع گرفته است. نکته بسیار جالب توجه این‌که این گردان توپخانه می­خواست باز هم عقب نشینی کند. ولی طبق گزارش فرمانده گردان؛ عده­ای از مردم محلی و سپاه پاسداران جلوی عقب نشینی گردان را گرفته بودند و مانع از آن شدند که بیشتر از آن عقب بیاید. تیپ1 زرهی نیز گزارش داد؛ به حدود 20 کیلومتری جنوب اهواز عقب­تر آمده و در خطر تهدید محاصره دشمن قرار دارد و اضافه کرد دشمن تلاش می­کند خود را به شهر اهواز برساند.

تیپ1 در گزارش بعدی اعلام نمود؛ عناصر تیپ به حوالی آبادی­های ملاشیه در حدود 10 کیلومتری جنوب غربی اهواز عقب نشینی کرده، واحدهای تیپ به کلی متلاشی شده­اند و دشمن به سرعت آن‌ها را تعقیب می­کند. فرمانده تیپ صریحاً گفت: کسی به کسی نیست. و بالاخره آخرین گزارش از وضعیت تیپ1 زرهی لشکر 92 زرهی در عملیات روز چهارم مهرماه که در اسناد و مدارک ثبت گردیده، چنین است که فرمانده تیپ1 گزارش داد؛ دشمن با 75 دستگاه تانک تیپ را تعقیب می­کند، در حالی که از گردان‌های تانک لشکر فقط شش دستگاه تانک باقیمانده که دو دستگاه آن نیز خراب است. در حال حاضر، عناصر باقیمانده تیپ به شمال کارخانه نورد  (حدود 10 کیلومتری جنوب اهواز) عقب نشینی کرده­اند. دشمن کارخانه نورد را به شدت زیرآتش گرفته، از سرهنگ دوم قاسمی فرمانده گردان 264 تانک خبری نیست (بعداً معلوم شد شهید شده است)

بالاخره در گزارشی که لشکر در ساعت 1730 به نیروی زمینی داد، چنین گفت: تیپ1 زرهی که در حوالی پادگان حمید موضع گرفته بود، وسیله نیروهای دشمن به کلی منهدم گردید، پادگان در اشغال دشمن است و درخواست نمود آن پادگان به وسیله هواپیمای خودی بمباران گردد.

در این روز هواپیماهای دشمن در منطقه عملیات جنوب اهواز فعال بودند. تپه­های فولی آباد که انبار مهمات در دامنه شمال شرقی آن بود، بمباران شد. شهر اهواز نیز بمباران گردید. یک نفر شهید و سه نفر مجروح شدند.

 

روز چهارم مهرماه که یکی از خونین­ترین روزهای نبرد نیروهای ایران و عراق در تمام میدان‌های نبرد خوزستان بود، در شرایطی به پایان رسید که در جبهه جنوب غربی اهواز، نیروهای دشمن عناصر لشکر 92 زرهی را تا ده کیلومتری جنوب اهواز به عقب رانده و قسمت عمده نیروی مدافع این جبهه را منهدم کرده بودند. نیروهای مدافع ما در حوالی کارخانه نورد و اهواز در سخت­ترین شرایط نبرد قرار گرفته بودند. ساعات سرنوشت ساز نبرد برای نجات یا اسارت شهر اهواز فرا رسیده بود.

دشمن سرمست از غرور پیروزی، بیش از 60 کیلومتر در خاک ایران پیشروی کرده و به ده کیلومتری شهر اهواز رسیده بود و با برتری مطلقی که داشت، توانسته بود؛ عناصر مدافع ما را در جنوب غربی اهواز تار و مار کند و آخرین رمق نیروهای ما را به حالت نابودی بکشاند.

اما در روزهای آینده، حوادث عجیبی رخ داد که همان نیروهای در حال احتضار، جانی تازه یافتند و مردانه در همان مواضعی که در روز چهارم مهرماه عقب­نشینی کرده بودند، مقاومت کردند و اهواز را از افتادن به دام اسارت دشمن نجات دادند و ما شرح چگونگی این حوادث را دنبال می­کنیم.

قبل از پرداختن به شرح حوادث، یادآوری این نکته را لازم میدانیم که عوامل مهم تغییر شرایط جنگ در این جبهه، حضور فعال نیروهای مردمی، وارد شدن نیروهای تازه نفس نیروی زمینی به منطقه نبرد، فعالیت مؤثر بالگردهای هوانیروز، پشیتبانی فداکارانه نیروی هوایی و بالاخره شرایط مناسب­تر زمین منطقه عملیات به علت وجود آبادی­ها، درخت­زارها و جنگل مصنوعی گمبویه در جنوب جاده اهواز سوسنگرد، وجود رودخانه کارون در جناح شرقی و کرخه‌کور در جناح غربی و تأسیسات کارخانه نورد و ساختمآن‌های شهری و بالاخره مهمترین عامل، احساس خطر فوق­­العاده جدی برای شهر اهواز در تمام مردم و مقامات سیاسی و نظامی محلی و کشور بود.

اما یک عامل دیگر مربوط به دشمن است که بایستی مطالعات و بررسی­های دقیق­تری با استفاده از اسناد و مدارک ارتش عراق درباره آن به عمل آید، تا معلوم شود؛ علت اصلی عدم موفقیت ارتش متجاوز عراق با وجود پیروزی­های فوق­العاده اولیه و رسیدن به ده کیلومتری اهواز برای اشغال شهر اهواز چه بوده است؟!

در روز پنجم مهرماه، ادامه نبرد در جنوب غربی اهواز در حالی جریان یافت که واحدهای مدافع این منطقه، تقریباً تمام توان رزمی خود را از دست داده بودند. تیپ1 زرهی گزارش داد که فقط چهار دستگاه تانک حاضر به‌کار از دو گردان تانک زیرامر آن تیپ باقیمانده است. البته احتمالاً این آمارها اغراق آمیز بودند و برای تحریک احساسات فرمانده لشکر جهت اعزام نیروی تقویتی این اغراق­ها گزارش می­شد. زیرا تیپ1 زرهی، دو گردان تانک (231و264) در زیرامر داشت که از نظر سازمانی 106 دستگاه تانک داشتند و در آغاز جنگ حداقل 50 دستگاه آن‌ها حاضربه‌کار بود و بعید به نظر می­رسد؛ واحدی 90 درصد استعداد موجود خود را از دست بدهد و باز بتواند بصورت یک واحد به مأموریت خود ادامه دهد.

اولین موضوعی که در روز پنجم مهرماه پیش آمد، اجرای آتش توپخانه دشمن به شهر اهواز بود و این امر نشان می­داد که توپخانه­های عراق آن­قدر جلو آمده­اند که شهر اهواز در تیررس آن‌ها قرار گرفته است، یعنی توپخانه­های دشمن حداکثر در 25 کیلومتری جنوب غربی شهر اهواز موضع گرفته بودند و احتمالاً عناصر رزمی دشمن نیز در حدود 15 کیلومتری جنوب غربی اهواز بودند.

اولین گزارش تیپ1 زرهی، در روز پنجم مهرماه در ساعت 0530 به لشکر ارسال شد که درخواست می­کرد؛ حمله شدید هوایی خودی به مواضع دشمن اجراء گردد. در این گزارش تیپ1 اعلام کرد که هفت دستگاه تانک تقویتی اعزامی از مرکز زرهی شیراز، فاقد خدمه تانک است و از پنج دستگاه تانک باقیمانده واحدهای خود تیپ نیز فقط یک دستگاه می­تواند تیراندازی کند. لشکر پاسخ داد: پشتیبانی هوایی قریباً اجراء خواهد شد و خدمه تانک‌ها نیز قریباً اعزام خواهند گردید، با هر چه در توان دارید، مقاومت کنید تا فرجی حاصل شود، از خدمه تانک‌های خراب شده برای تانک‌های اعزامی از مرکز زرهی استفاده کنید.

دشمن، مواضع عناصر تیپ را تشخیص داده بود، زیرا هنوز وسایل سنگین مهندسی در اختیار تیپ نبود تا بتواند خاکریز ایجاد کند و موضع مناسبی برای واحدها به وجود آورد. لذا دشمن آتش شدید خود را بر روی عناصر تیپ گشود، ضمن این‌که کارخانه نورد اهواز نیز به شدت گلوله‌باران گردید.

اما درباره اغراق بودن گزارش­ها، نمونه­ای کافی است. تیپ در گزارش قبلی گفته بود؛ فقط یک دستگاه تانک حاضر به‌کار دارد و در گزارش بعدی کمتر از چند ساعت بعد گفت پنج دستگاه تانک حاضر به‌کار است. البته علت اصلی این گزارش­های اغراق‌آمیز یگان‌های پایین­تر در رده گروهان و گردان بودند. چون سیستم فرماندهی و کنترل به کلی از هم گسسته بود، امکان بازدید و کنترل وجود نداشت.

عناصر اطلاعاتی خودی، در ساعات اولیه روز پنجم مهرماه اطلاع دادند که گردان‌های تانک تازه نفس عراقی از بصره به طرف ایران حرکت کرده و به سمت اهواز در حال پیشروی هستند. احتمالاً این گردان‌های تانک برای تقویت تیپ 15 یا 20 مکانیزه لشکر 5 مکانیزه که به اهواز حمله کرده بودند، عازم این منطقه شده بودند.

در حدود ساعت 0800 روز پنجم مهرماه، حملات شدید هوایی عراق توأم با آتش شدید توپخانه به شهر اهواز اجراء شد و هدف آن ایجاد وحشت در مردم و بر هم زدن وضعیت غیرنظامی منطقه نبرد بود. فرمانده لشکر اهواز از نیروی زمینی درخواست کرد؛ با حملات هوایی متقابل پاسخ داده شود. در بمباران هوایی دشمن، از جمله نقاطی که مورد حمله قرار گرفت، پادگان اهواز بود و فرمانده لشکر احساس خطر جدی برای سقوط شهر اهواز و پادگان آن کرد.

نکته قابل ذکر این است که در این شرایط بحرانی برای تیپ1 با استفاده از افسران زرهی اعزامی از قرارگاه نیروی زمینی، فرمانده جدید تعیین گردید و به وی ابلاغ شد به قرارگاه تیپ1 حرکت کند و فرماندهی را به عهده بگیرد. افسری که برای فرماندهی این تیپ تعیین شد، هیچ­وقت در لشکر اهواز خدمت نکرده بود و هیچ­گونه آشنایی با پرسنل واحدها و وضعیت منطقه عملیات نداشت.

در روز پنجم مهرماه، ناحیه ژاندارمری خوزستان اطلاع داد؛ کلیه پاسگاه­های ژاندارمری منطقه اهواز خرمشهر و هویزه به استثنای پاسگاه­های برزگر و کیان دشت و هخامنش و دوربند در محوطه طلائیه- هویزه عقب­نشینی کرده­اند. با این وضع، نبرد به نزدیکی اهواز و هویزه کشیده شده بود.

در روز پنجم مهرماه، دشمن تلاش زیادی به‌کار برد تا باقیمانده عناصر تیپ1 زرهی را از جنوب اهواز تا حاشیه شهر عقب براند، ولی موفقیتی بدست نیاورد. این عدم موفقیت دشمن، اولین بارقه امید را در دل رزمندگان ما ایجاد کرد. مشکلی که از نظر درخواست پشتیبانی هوایی وجود داشت، این بود که ستادهای ما قادر به تعیین مختصات صحیح جغرافیایی مناطق عملیاتی نبودند و نمی­توانستند برابر نیاز خلبانان محل دقیق هدف را مشخص کنند. لذا در درخواست پشتیبانی هوایی فقط فریاد می­زدند هواپیما بفرستید، اما کجا، معلوم نبود. بدین جهت خلبانان یا پرواز نمی­کردند یا به هدف­های کور حمله می­کردند که گاهی هم ممکن بود یگان خودی را بمباران کنند و حتی در دادن محل هدف چهار جهت اصلی را رعایت نمی­کردند و کلمات سمت راست و چپ و پشت و جلو را به‌کار می‌بردند. در صورتیکه به علت مشخص نبودن کامل سمت جبهه و محل واحد در خیلی از موارد تشخیص مورد نظر مشکل بود.

در روز پنجم مهرماه، یک گردان تانک دشمن تلاش نمود؛ با پشتیبانی شدید توپخانه و خمپاره انداز از سمت غرب جاده اهواز به مواضع نیروهای ما حمله کند. این واحد موفق شد تا آبادی دب حردان واقع در 15 کیلومتری جنوب غربی اهواز پیشروی نماید ولی با آتش شدید توپخانه و تانک نیروهای ما مواجه شد. از طرفی، توقف لشکر 5 در این محور را باید عدم پیشرفت و توقف لشکر 9 در محور سوسنگرد ذکر نمود. از آن به بعد، منطقه نبرد جنوب غربی اهواز به نام منطقه عملیاتی دب حردان مشهور گردید. تیپ1 در مقابل این حمله گردان تانک دشمن تغییر موضع نداد و در حوالی کارخانه نورد مواضع خود را حفظ کرد. ولی از لشکر درخواست نیروی تقویتی نمود.

در بررسی مسایل منطقه نبرد، حوادث غیرعادی نیز مشاهده می­گردد از جمله آن: وضعیت گردان 330 توپخانه 155 میلیمتری خودکششی و گروهان مکانیزه و دسته تانک مستقر شده در پاسگاه کیلومتر 25 می­باشد. این واحدها در 80 کیلومتری جنوب اهواز در محور حسینیه پاسگاه کیلومتر 25 مستقر بودند و نیروهای دشمن از محور کوشک جفیر و 50 کیلومتری جنوب اهواز یعنی 30 کیلومتر شمال آن واحدها به جاده اهواز خرمشهر رسیدند و به ظاهر راه عقب­نشینی آن‌ها را  بریدند و در گزارشی که به لشکر رسید حاکی از آن بود که دشمن در کیلومتر 60 جنوب اهواز جاده را کاملاً در کنترل خود گرفته است. با این وضعیت، عناصر مستقر شده در محور حسینیه پاسگاه کیلومتر 25 نبایستی نجات می‌یافتند ولی آن‌ها نجات یافتند و توانستند در ساعت 2350 روز پنجم مهرماه از حاشیه غربی رودخانه کارون و شرق جاده اهواز خرمشهر به سمت اهواز عقب­نشینی کنند. با وجود این‌که فاصله جاده اهواز خرمشهر تا رودخانه کارون در این منطقه بطور متوسط حدود 10 کیلومتر است و زمین کاملاً باز و عاری از هر گونه عوارض طبیعی و مصنوعی برای پوشش و اختفای حرکات است، نیروهای دشمن متوجه عقب نشینی واحدهای یاد شده به سمت اهواز نگردیدند. در نتیجه آن‌ها توانستند به سلامت به منطقه نورد عقب­نشینی کنند.

روز پنجم مهرماه نیز در شرف پایان بود، در حالی که دشمن نتوانسته بود نیروهای ما را بیشتر از روز قبل عقب براند. گر چه حدود پنج کیلومتر پیشروی کرده بود.

توپخانه دشمن به شدت شهر اهواز را گلوله باران می­کرد. مقامات محلی سیاسی نیز در دفاع از شهر اهواز فعالانه وارد عمل شده بودند. استاندار خوزستان، تلاش می­کرد به نیروهای نظامی تقویت روحیه بدهد و بین نیروهای مردمی و عناصر ارتشی هماهنگی ایجاد کنند. همه برای نجات اهواز تلاش می­کردند. خوشبختانه این فداکاری­ها و جانبازی­ها و تلاش­ها هدر نرفت و اهواز نجات یافت و خطر جدی کاهش پیدا کرد.

از روز ششم مهر، به مرور وضعیت میدان نبرد به نفع رزمندگان ما تغییر نمود. در اوایل روز ششم مهرماه که روز ششم جنگ بود، ماشین جنگی عراق در 15 کیلومتری جنوب غربی اهواز متوقف گردید. در حالی که شهر اهواز در تیررس توپخانه برد متوسط و برد بلند عراق قرار گرفته بود و گلوله باران می­شد. در مدت زمان شش روز گذشته، گرچه عناصر لشکر 92 زرهی مستقر در خط مقدم دفاع در مقابل نیروهای متجاوز عراق، تلاش طاقت­فرسایی داشتند و روز بروز نیروی آن‌ها به تحلیل می­رفت، اما فعالیت مقامات مسئول سیاسی ایران در پشت جبهه از همان روز اول مهرماه به نحو فوق­العاده مؤثری به جریان افتاده بود. نیروهای بسیج مردمی به حرکت در آمده بودند. در منطقه اهواز گروه نامنظم دکتر چمران با نیرویی حدود 400 نفر با سلاح سبک و ضدتانک در نقاط حساس اطراف اهواز موضع گرفته بود. سپاه پاسداران اهواز حمیدیه فداکارانه برای دفاع از شهر و دیار خود و میهن اسلامی جان­فشانی می­کردند، از عناصر نیروی زمینی نیز واحدهای توپخانه اضافی و یک گروه رزمی شامل یک گردان پیاده و یک گروهان تانک از مشهد به اهواز تغییر مکان کرده و در تپه­های فولی آباد مستقر شده و آماده وارد عمل شدن در خطرناکترین معبر نفوذی بود. حدود یک سوم از تعداد 730 نفر از دانشجویان دانشکده افسری نیز در این جبهه وارد میدان نبرد شده بودند.

بنابراین، در پشت خطوط دفاعی ما و در نزدیکی شهرهای اهواز خرمشهر، حمیدیه، سوسنگرد؛ بستان، نیروهای مدافع ما متشکل از نیروهای مردمی، نهادهای انقلابی، ژاندارمری، ارتش، خط دوم دفاعی تشکیل داده بودند. همه این عوامل سبب دلگرمی و امیدواری عوامل مسئول نظامی و غیر نظامی منطقه عملیات اهواز شدند. به نحوی که فرمانده لشکر اهواز تصمیم گرفت؛ در روز ششم مهرماه حمله متقابل کند که قطعاً در این تصمیم­گیری مقامات غیرنظامی حاضر در محل نیز مؤثر بودند. بر این اساس، فرمانده لشکر به تیپ1 زرهی دستور داد، با همان عناصر باقیمانده که بر مبنای گزارش­های قبلی کمتر از یک گردان بود، به نیروهای دشمن در منطقه جنوب کارخانه نورد حمله کند. اما طبیعی بود که این تصمیم­گیری خیلی عجولانه و به علت فشار عوامل دیگر غیر از مسایل نظامی بود که در ماه­های اول جنگ در میدان‌های نبرد وجود داشت.

از اولین اقدامات مؤثر پدافندی در منطقه اهواز، این بود که لشکر 92 زرهی قسمتی از گروه رزمی 148 پیاده اعزامی از لشکر مشهد را سریعاً در تپه­های جنوبی جاده اهواز حمیدیه که جنگل مصنوعی در آن ایجاد شده بود، مستقر کرد. این جنگل اولین زمین مرتفع در جنوب غربی اهواز بود. اگر نیروهای عراق به آن دسترسی پیدا می­کردند، می­توانستند به سادگی به تپه­های فولی آباد در شمال جاده نیز دسترسی پیدا کنند.

این گروه رزمی در روز ششم، اولین درگیری را با نیروهای دشمن که تلاش کردند؛ آن تپه جنگل­زار را اشغال کنند، پیدا کرد و به علت موقعیت مناسب زمین موفق شد؛ تلفات و خسارات قابل ملاحظه­ای به نیروهای دشمن وارد سازد و آن‌ها را عقب براند. این موفقیت بسیار کوچک اولیه، سرآغاز موفقیت­های مهم­تری در عملیات بعدی گردید.

نظر به این‌که در عملیات روز قبل، نیروهای دشمن به تاخت به 15 کیلومتری اهواز رسیده بودند، تصور امکان عکس­العمل قابل ملاحظه­ای از طرف نیروهای ایران نداشتند. زیرا فرماندهان عراقی اطلاع داشتند که در مقابل آن‌ها فقط تیپ1 لشکر 92 زرهی با آن استعداد بسیار ضعیف که بیان شد قرار دارد. نظر به این‌که در پنج روز گذشته، توانسته بودند این تیپ را حدود 80 کیلومتر از مرز تا جنوب اهواز عقب برانند، برآورد می­کردند، دیگر از این تیپ چیزی باقی نمانده که بتواند از شهر اهواز دفاع کند. اما وقتی که در روز ششم با آتش سنگین توپخانه و عکس­العمل نیروهای مانوری ما در مواضع جنوب غربی اهواز مواجه شدند، متوجه گردیدند که یک خط دوم پدافندی قوی­تر و در مواضع پدافندی مناسب­تر، در مقابل آن‌ها صف­آرایی کرده است، لذا نتوانستند با همان سرعت و شدت روزهای قبل به پیشروی ادامه دهند و حتی نتوانستند در مواضعی که تا روز قبل رسیده بودند، متوقف گردند و برای اشغال مواضع مناسب­تر پدافندی حرکاتی به عقب انجام دادند که این حرکات دشمن به وسیله فرماندهان نیروهای ما تعبیر به عقب­نشینی شد. فرمانده لشکر به عناصر مستقر در خط مقدم دستور داد؛ نیروهای دشمن را که به حالت عقب­نشینی در آمده، تعقیب نماید و از حالت پدافندی به حالت آفندی درآید. اما این برآورد خیلی عجولانه بود و حرکات به عقب دشمن فقط یک تغییر گسترش بود و نه عقب­نشینی.

نیروهای دشمن که متوجه شدند؛ در 15 کیلومتری جنوب غربی اهواز بین رودخانه کارون و جنگل گمبویه یک خط پدافندی نسبتاً قوی به وسیله نیروهای ایرانی تشکیل شده و نیروهای مردمی به کمک عناصر لشکر آمده­اند، تصمیم گرفتند؛ از منطقه حمیدیه واقع در 27 کیلومتری غرب اهواز در خط دفاعی نیروهای ما رخنه ایجاد کنند و خود را از محور دب حردان کرانه شرقی شاخه شمالی جنوبی کرخه‌کور به حمیدیه برسانند و با عبور از جاده حمیدیه اهواز به سمت شمال به تپه­های شمال جاده اهواز حمیدیه دسترسی پیدا کنند. با این عمل محور اهواز حمیدیه سوسنگرد بستان را در شرق حمیدیه قطع کنند و تمام منطقه دشت آزادگان را از حمیدیه تا خط مرز در محاصره خود درآوردند و شهر اهواز را نیز علاوه بر جنوب از سمت غرب تهدید نمایند.

این اقدام، بزرگترین تهدید در طول زمان جنگ برای منطقه اهواز و دشت آزادگان بود. به همین علت یکی از خونین­ترین نبردها در مرحله اول جنگ که مرحله پیشروی نیروهای عراق بود، در این منطقه رخداد که در بیان جریان عملیات روزهای بعد به آن اشاره می­شود.

در روز ششم مهرماه، تلاش هوایی دشمن برای بمباران نقاط مسکونی و شهرها ادامه یافت. فشار دشمن در تمام میدان‌های نبرد بر نیروهای ما وارد می­شد تیپ 2 زرهی در غرب دزفول به کرانه شرقی رودخانه کرخه عقب­نشینی کرده بود. تیپ 3 زرهی در منطقه شمال سوسنگرد تقریباً متلاشی شده و تا غرب پادگان دشت آزادگان عقب­نشینی کرده بود. تیپ1 نیز در جنوب غربی اهواز بود.

در سوسنگرد و هویزه و بستان، عناصر ژاندارمری و سپاه پاسداران و نیروهای مردمی مقاومت سرسختانه‌ای می­کردند. در این روز اولین اسیر و غنیمت از افراد و وسایل عراقی در جنوب غربی اهواز به دست نیروهای ما افتاد. چند دستگاه تانک دشمن به غنیمت گرفته شد و تعدادی از افراد دشمن اسیر گردیدند. طبق اظهارات، اسراء دو تیپ زرهی و یک تیپ مکانیزه عراق به سمت اهواز پیشروی کرده بود که پنج گردان توپخانه آن‌ها را پشتیبانی می­کرد.

 

 

  منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

. به نقل از: منابع شاهد یاران شماره 23 مهر 86 ویژه نکوداشت حجت‌الاسلام جمی و کتاب «دژ خرمشهر» به قلم             علیرضا پوربزرگ، انتشارات ایران سبز، سال 88، برابر اظهارات امیر سرلشکر حسنی سعدی، تعداد 731 نفر دانشجوی سال 2 و 3 دانشکده افسری و 62 افسر و 33 درجه‌دار در قالب 3 گردان پیاده سبک به اهواز اعزام و 2 گردان آن به آبادان و خرمشهر اعزام شدند. ص 11 شاهد یاران و ص 401 و 504 دژ خرمشهر.                                                                  «ویراستار»

1395/12/22 11:51:37 84 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
در روز سوم مهرماه، فشار دشمن ساعت به ساعت شدیدتر می¬شد. واحدهای زرهی و مکانیزه دشمن تلاش می¬کردند؛ واحدهای از هم گسیخته تیپ1 را تعقیب و آن‌ها را محاصره و نابود سازند.
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتمایی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015