• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

عبور از سيروان (75)


فعاليت در ركن سوم

سرگرد نقدي همان شب طي نامه‌اي مسئوليت جديد مرا به يگان‌هاي تابع گروه رزمي ابلاغ نمود و از فرداي آن شب، كارم در ركن سوم شروع شد. در زمان سرهنگ هاشميان هيچ‌گونه تغييراتي در وضع جبهه ايجاد نشده بود و يگان‌‌ها به همان ترتيب قبلي به مأموريت پدافندي خود ادامه مي‌دادند. اينك تيم هاشميان و تعدادي از افسران مأمور و سازماني گردان را ترك كرده بودند. سروان پيراحمدي، سروان يزداني، ستوان فدايي، ستوان پردل به يگان اولية خود رجعت نمودند و چند افسر ديگر از جمله سروان حميد رزاقي رئيس ركن سوم و سروان سلطان‌پناه به يگان‌هاي ديگر تيپ منتقل شده بودند. سرگرد نقدي؛ سروان عليرضا فتح‌الهي فرمانده گروهان اركان را به رياست ركن چهارم و به جاي ايشان ستوان‌يكم سيف‌الله غياثي افسر مخابرات گردان را منصوب كرده بود. سروان حسين فضايلي مأمور به گردان فرمانده گروهان يكم و ستوان‌يكم محمد‌رضا يادگاري را به فرماندهي گروهان سوم برگزيده بود. ستوان نيازي همچنان فرماندهي گروهان دوم را بر عهده داشت.

جنگ تحمیلی ، ارتش جمهوری اسلامی ایران، خاطرات دفاع مقدس، خاطرات فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروی زمینی ارتش

 

تغييراتي كه در محور مشاهده مي‌شد، تقويت آتش توپخانة گروه رزمي بود؛ به طوري كه يك رسد دو قبضه‌اي توپ 130 ميلي‌متري و دو قبضه موشك‌انداز 122 ميلي‌متري كاتيوشا زير امر گروه رزمي قرار گرفته و با تقويت قسمت‌هاي قبلي كه شامل يك آتشبار 105 ميلي‌متري و يك رسد سه قبضه‌اي توپ 155 ميلي‌متري خودكششي بود پشتیبانی آتش قوی تری فراهم شده بود. اين توپخانه مختلط كه با تعدادي توپ 23 ميلي‌متري و 5/14 ميلي‌متري پدافند هوايي حمايت مي‌شدند آتش نسبتاً خوبي را فراهم مي‌كردند اما مسألة هماهنگي و تطبيق آتش آنها حائز اهميت بود كه با حضور سرگرد ابراهيمي سر و ساماني به آنها داده شد. همراه با سرگرد ابراهيمي به بازديد و آزمايش قسمت‌هاي مختلف توپخانه پرداختيم تا ميزان كارايي، آموزش و آمادگي خدمة توپ و حاضر به كاري قبضه‌ها را بسنجيم. سرگرد ابراهيمي كه استاد مركز توپخانه و موشك‌ها بود، اشكالات و معايب كار را در محل به خدمه و فرماندهان آتشبار تذكر داده و آموزش هم مي‌داد. به طور جدي از آنان خواسته شد تا ميزان كارايي و سرعت عمل خود را بالا ببرند. پس از مدتي بازديد از خط و بررسي هدف‌ها با كمك سرگرد ابراهيمي طرح آتشي تهيه نمودم كه در آن مأموريت كلية سلاح‌هاي اجتماعي مشخص گرديد و از خمپاره‌انداز 81 ميلي‌متري و قبضه‌هاي 106 ميلي‌متري گرفته تا قبضه‌هاي ميني‌كاتيوشاي مأمور از سنندج و توپ‌هاي دور برد در اين طرح شركت داشتند. هدف‌هاي هر كدام مشخص و با مختصات به فرماندهان ابلاغ گرديد. ابتدا با حضور در محل از خدمة سلاح‌هاي مربوطه خواسته مي‌شد تا اهداف تعيين شده را زير آتش قرار دهند و با كمك ديده‌بان، تصحيحات انجام و ثبت تير مي‌شد و همين كه مطمئن شديم هر قسمت توانايي هدف قرار دادن مواضع عراقي يا نقاط مهم واگذاري شده را دارد، بعضي شب‌ها و يا ساعاتي از روز دستور اجراي آتش همزمان روي اهداف تعيين شده به همة قسمت‌ها داده مي‌شد و با اين تمرينات توان و سرعت درگيري با هدف‌ها را افزايش داده و تقسيم مسئوليت نموديم.

يك نفر رانندة غيرنظامي به نام نجات‌علي فلاح از جانب تيپ به گردان مأمور شده بود. او با يك دستگاه جيپ شهباز در اختيار من بود و هر روز يا يك روز در ميان از خط مقدم بازديد كرده و بر فعاليت نيروهاي خودي و دشمن مراقبت مي‌نمودم.

چون ركن دوم فاقد رئيس بود و معاون گردان هم خود را معرفي ننموده بود، وظايف آنان را نيز انجام مي‌دادم. با وجود سروان فتح‌الهي؛ سروان صالحي‌نژاد معاون گردان 303 توپخانه، سرگرد ابراهيمي و آقاي علي‌مراد كمال‌وند كه او هم به عنوان مكانيك به گردان مأمور شده بود، شب‌ها و اوقات فراغت سرگرم بوديم و خستگي كار و مشكلات را با ايجاد تنوع برنامه رفع مي‌كرديم.

يك دستة مهندسي رزمي از لشكر 28 كردستان نيز زير امر گروه رزمي قرار گرفته بود كه روزانه مسير جاده را شناسايي مي‌كرد تا مبادا عناصر ضدانقلاب جاده‌هاي مواصلاتي را مين‌گذاري نمايند. گروهان ژاندارمري پاوه كه از نظر عمليات در كنترل گروه رزمي 139 بود، تقويت شده و استعداد آن به حدود دو گروهان رسيده بود. نظارت بر فعاليت اين نيروها و هماهنگي و ارتباط با پاسداران پاوه از وظايف و امور جاري فرماندهي و ستاد گروه رزمي بود.

در تكاپوي اجراي عمليات

سرگرد نقدي از همان روزهاي اول ورود من به پاوه، از اجراي عملياتي در آيندة نزديك خبر مي‌داد و مي‌گفت بايد يگان‌ها را براي شركت در عمليات آماده كنيم. ايشان مكرر به ستاد قرارگاه غرب در كرمانشاه، ستاد لشكر 28 و مقر فرمانده سپاه پاسداران پاوه مراجعه مي‌كرد و در تلاش بود تا عمليات شكل گيرد. اجراي عمليات تهاجمي و انهدام نيروهاي دشمن در سرلوحة كارها بود و به يقين فرماندهي منطقة غرب و فرماندهان سپاه نيز در اين باره فعال بوده و طرح‌ريزي مي‌كردند؛ اما شور و شوق سرگرد بيش از همه بلكه مشوق همة مسئولين بود. او چندين بار به سنندج و مريوان سفر كرد تا نظر سرهنگ تركان فرمانده لشكر 28 و برادر متوسليان فرمانده سپاه مريوان را جلب نمايد. ابراهيم همت كه از چند ماه قبل و به دنبال مسئوليت جديد آقاي كاظمي به عنوان فرمانده سپاه کردستان، به طور مستقل فرماندهي سپاه پاوه را عهده‌دار شده بود مرتباً به نقدي سر مي‌زد يا اينكه سرگرد به ديدار او مي‌رفت و هر دو در تلاش براي مهيا كردن مقدمات عمليات بودند. چند روزي به مرخصي رفته بودم. شب هنگام سرگرد زنگ زد و گفت موضوع مهمي در پيش است؛ فردا ساعت 8 صبح در شمشيرآباد همديگر را ببينيم! كم و بيش متوجه شدم كه موضوع عمليات است اما تعجب كردم كه او سرپرستي گردان را به چه كسي سپرده و خود به خرم‌آباد آمده است؟ صبح آن روز در محل مورد نظر ايشان را ملاقات كردم. با خوشحالي مژدة نزديك بودن عمليات را داد! او گفت هر چه زودتر بايد برگرديم؛ و با اينكه مرخصي من تمام نشده بود، صبح روز بعد ما دو نفر و ستوان عباسعلي عبدالله‌بيگي فرمانده دستة تعمير و نگهداري عازم پاوه شديم. در كرمانشاه به حضور سرهنگ علي‌اصغر جمالي فرمانده عمليات غرب رسيديم.(ايشان چندي بعد به جانشيني فرماندهي نيرو برگزيده شد.) نقدي كه از قديم جمالي را مي‌شناخت، از آمادگي گروه رزمي براي عمليات و شانس موفقيت با آب و تاب صحبت مي‌كرد و سعي داشت سرهنگ جمالي را راضي نمايد. سرهنگ جمالي كه ظاهراً ‌يك عمل جراحي يا بيماري را پشت سرگذاشته بود، ضعيف و لاغر به نظر مي‌رسيد. او مردي متين و مؤقر، خوش‌رو و خندان و در عين حال با تدبير و آينده‌نگر به نظر مي‌رسيد. ايشان كه افسري باهوش، دانشمند و دوره ديدة خارج از كشور بود، درايت و كارداني خود در سمت جانشيني فرمانده نيرو را به اثبات رسانيد و به درجة سرتيپي نائل آمد. جمالي شرايط خاص طبيعت منطقة عمليات، وجود برف و سرما و مشكلات تداركات و تخلية مجروحين را يادآور شد و به نقدي گفت آمادگي خود را حفظ كند اما زياد اصرار نورزد تا يگان‌‌هاي مستقر در مريوان نيز اعلام آمادگي كنند. سرگرد گفت اگر يك گروهان ژاندارمري به من بدهيد، طويله و مرز شوشمير را مي‌گيرم و وارد خاك عراق مي‌شويم. گروهان تقويت شدة ژاندارمري پاوه در كنترل عملياتي گروه رزمي 139 بود، اما نيروهايش درگير خط نوسود و محور پاوه به سمت مرز بودند و نظر نقدي در اختيار گرفتن يك گروهان كامل ديگر بود. سرهنگ جمالي طي تماس تلفني با سرهنگ كريمي فرمانده ناحيه ژاندارمري كرمانشاه، ترتيب ملاقات ما با ايشان را دادند. در ستاد ناحيه به خوبي پذيراي ما شدند و فرمانده ناحيه به گرمي و با محبت با ما رفتار نمود. هنگام ورود ما چند نفر افسر ارشد ديگر در دفتر كار ايشان حضور داشتند و پس از احوال‌پرسي فرمانده گردان امداد را احضار نمود تا دربارة خواستة ما دستورات لازم را به ايشان صادر نمايد. فرمانده ناحيه و ساير افسران ستاد ژاندارمري از چگونگي طرح و اجراي عمليات جويا شدند. سرگرد نقدي كه با اطمينان از موفقيت و با شور و حرارت صحبت مي‌كرد، تعجب همه را برانگيخته بود. يكي از افسران ارشد حاضر در جلسه كه نشان مي‌داد فردي آگاه و آشنا به مسائل عمليات است و افسر كاركشته‌اي به نظر مي‌رسيد، به نقدي گفت من در منطقة نوسود خدمت كرده‌ام و به موقعيت عوارض مرزي آشنا هستم. قلة سوني در مرز نوسود از سمت ايران پرتگاهي صعب‌العبور است و بالا رفتن از آن صخره‌ها كار سربازان نيست؛ آن هم در شب با حمل تجهيزات سنگين! و چنانچه نيروهاي ما بر اين قله مسلط نشوند، عبور از جادة نوسود به شوشمير و مرز دشوار بوده و نيروها آسيب مي‌بينند! حال شما چه طرحي براي تصرف اين دنبالة صخره‌اي داريد؟ او درست مي‌گفت؛ چون جادة نوسود به مرز در كنترل دشمن بود. عبور مخفيانه از كنار قله و رسيدن به مرز هم ميسر نبود و قطعاً درگيري با دشمن آغاز مي‌شد. از طرفي حركت خارج از جاده براي نيرويي بيش از يك تيم يا گروه با توجه به وضعيت ناهموار و شيار و شكاف‌ها و درخت‌ها و بوته‌ها، بدون سر و صدا غير ممكن بود و آن روز من تا اين حد از وضعيت زمين آنجا شناخت نداشتم. در آن زمان بهترين راهكار هجوم از چند مسير به ويژه از سمت راست قله و يا دور زدن و احاطة نيروهاي بعثي از سمت ارتفاع پروينه و اجراي تك جبهه‌ايِ همزمان بود. سرگرد نقدي با قاطعيت مي‌گفت هر چه منطقة هدف دشوار و هر قدر دشمن قوي باشد، نيروهاي من قوي‌تر از آنها هستند و همه با روحية بالا، آمادة شهادت و حمله به دشمن هستند. خودم هم آمادة شهادت هستم! شما يك گروهان در اختيار من قرار دهيد، ان‌شاءالله هدف را به راحتي مي‌گيريم! افسران ژاندارمري ساكت ماندند و سرهنگ كريمي فرمانده ناحيه كه دقيقه‌اي به فكر فرو رفته و از روحيات سرگرد نقدي شگفت زده شده بود، گفت: «در طول يك سال و چند ماهي كه از آغاز جنگ تحميلي گذشته است، تاكنون چنين افسري با اين روحيه در ارتش يا ژاندارمري نديده‌ام! در سراسر جبهة غرب در عمليات متعدد حضور داشته‌ام و هر گاه صحبت از عمليات بوده، همه از كمبودها، دشواري كار و نابرابري نيرو با دشمن صحبت كرده و چنين افسري داوطلب و مصرّ بر اجراي عمليات نادر است!» فرمانده ناحيه در همان جلسه دستور اعزام يك گروهان كامل به پاوه را صادر كرد و مراتب را به فرمانده گردان حضوراً‌ ابلاغ نمود. سرهنگ دستان ما را به گرمي و با محبت فشرد و گفت در حد مقدورات ناحيه آمادة همكاري با شما هستم. از اين برخورد محبت‌آميز و احساس مسئوليت فرمانده ناحيه بسيار خوشحال شديم و بلافاصله راه پاوه را در پيش گرفتيم! فرمانده ناحيه به قول خود عمل كرد و به موقع نيرويي به استعداد يك گروهان و تحت نظر يك نفر افسر ارشد به پاوه اعزام نمود تا در عمليات شركت كنند.

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹1، ایران سبز، تهران

1398/12/20 10:30:41 48 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
سرگرد نقدي همان شب طي نامه‌اي مسئوليت جديد مرا به يگان‌هاي تابع گروه رزمي ابلاغ نمود و از فرداي آن شب، كارم در ركن سوم شروع شد. در زمان سرهنگ هاشميان هيچ‌گونه تغييراتي در وضع جبهه ايجاد نشده بود و يگان‌‌ها به همان ترتيب قبلي به مأموريت پدافندي خود ادامه مي‌دادند. اينك تيم هاشميان و تعدادي از افسران مأمور و سازماني گردان را ترك كرده بودند. سروان پيراحمدي، سروان يزداني، ستوان فدايي، ستوان پردل به يگان اولية خود رجعت نمودند و چند افسر ديگر از جمله سروان حميد رزاقي رئيس ركن سوم و سروان سلطان‌پناه به
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015